خانما من به خاطر فرقی که مامانم بین من و خواهرم میزاره هنیشه از طرف شوهرم اذیت میشم همه الویتا و اولا مال خواهرمه از همه لحاظ
خسته شدم دیگه این اخریام به خاطر مادرم کتکم زد
خسته ام از این زندگی اگه مادرم رفتارایی که با خواهرم و شوهرش داشت با ماهم داشت زندگیم بهشت بود
چرا بچه میارید وقتی اینقدر فرق میزارید
نمیتونم به مادرمم چیزی بگم چون سریع به پدرم میگه یا اخلاقش بدتر میشه یا نفرین میکنه
خانواده شوهرمم از این رفتارا سو استفاده میکنن
الان به خاطر بی توجه ای مادرم من باید کتک بخورم پام انقدر درد میکنه و سیاه شده
اگه به خاطر پسرم نبود میرفتم خودما گم گور میکردم از دست دوتاشون راحت میشدم
خیلی وابسته من و باباشه