یکی از فامیلامون
دخترش(مهتاب)با شوهرش با هم میسازن خونشون تهرانه .اومدن سر بزنن باز دعواشون شد الان به شوهرش گفت برنمی گردم و میخوامطلاق بگیرم .
یه بچه سه ساله داره که شوهرش گفته با خودممیبرمش تهران
دیشب مهتاب به ما میگفت شب اینجا بمانید اگه شوهرم برگشت تهران بچه مو ازش بگیریم به زور 😑
مادر مهتاب قبول نکرد میگفت شاید این بچه بلائی سرش اومد اینجا، بذار باباش ببرتش .اینم قبول نمی کرد
آخرش گفت بچه ت وقتی رفت میشینیم گریه میکنیم شیون میکنیم و تموم و فک میکنیم مرده 😔.زندگیتو به خاطر بچه ت بدتر از این خراب نکن
فقط بگو بذار بچه بخوابه تو خواب ببرش
اینا رو که میگفت بغض خفه مکرده بود بزور جلو خودمو گرفتم .بنظرتون میشه؟؟ یه مادر از بچه ش دل بکنه؟؟ بده دست یه بابای عصبانی؟؟