2821
2789
عنوان

خیلی کم حرفم

149 بازدید | 9 پست

خیلی کم حرفم با مادر شوهرم اینا باهم زندگی میکنیم وختی بامادرشوهرم میشینم اصلا حرف نمیزنم یا خیلی کم حرف میزنم تو جمعشون خیلی ساکتم بعضی وختا جواب نیشو کنایه هاشونم نمیتونم بدم میام بعدش حرصم میگیره گریه میکنم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

دیگه اینم مدل توئه چیکار میتونی بکنی 

از ما هیچ چیز باقی نمیماند،جز خاطراتی که در آن دلیل حال خوب آدمی بودیم...دوستم لطفا سوال در مورد کنکور ازم نپرس ولی سوال پزشکی تا جایی که بتونم حتما جواب میدم

تو خانواده خودم خیلی شاد و پرحرفم با شوهره خودمم همینطور ولی وختی اونجام دخترم که 15 ماهشه نمیتونم قربون صدقش برم باهاش بازی کنم یا حرف بزنم باهاش مادرشوهرمم میگه چون بابچه حرف نمیزنی زبون باز نمیکنه در حالی که این طور نیس فقط جلو اونا اینطوریم

تو بله برون خواهرم اومده بود خونمون واسه همچه خونمون اوومده بود ایراد میگرف مثلا میگف به مامانت بگو فرشاشو عوض کنه کهنه شدن مردم عقلشون به چششونه بالشتاشون اینجوری بود اونجوری بود مادرت اونجوری بود منم از حرصم دیگه عیدی یا شب چله کع ولسه خواهرم اوردن همه رو دعوت کردیم ولی به مادرشوهرم نگفتم،البتع اون روزم که این چیزارو گفته بود رفتم به شوهرم گفتم اونم رف بهش تذکر داد که تو چیکارداری به چیزا اونم فردا ش میگف منظوری نداشتمو این حرفا

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز