2777
2789

دوستای عزیز بگید من چیکار کنم احساس میکنم دیوونه شدم ۷ماهه عقد کردم حس میکنم شوهرم مثل قبل دوسم نداره اون میگ نه بخدا تو حساس شدی من هنوزم عاشقتم حتی بیشتر اما من اینقدر بدبختی کشیدم تو این ۷ماه عقد بودیم ک نگو خانوادش پدرمو در اوردن حتی روز عقدم با بدبختی گذشت همش سر چیزای کوچیک گیر میدن شب تولد شوهرم یه دعوایی به پا کردن ک بیا ببین که چرا مامان من گفته دخترم شب نباید خونه نامزدش بخوابه ما رسممونه این داستان اما اونا دعوا راه انداختن شب یلدا بازم دعوا هر روز خوش زندگیم یه دعوا دارم دلم صاف نمیشه زنگ بزنم بهشون و برم خونشون اونام شوهرمو پر میکنن چزا نمیاد و چزا زنگ نمیزنه اونم میاد با من بحث میکنه نمیدونم شاید سر این چیزا حساس شدم فکر میکنم دوسم نداره شایدم روانی شدم😔یه راهکار بدید بهم نظر شما چیه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بدی کردن بهت درست 😕اما بخاطر اینکه رو شوهرت تاثیر میذارن هرچن وقت یبار حالشونو بپرس یه سری بزن بهشون که شوهرتم طلبکار نشه !!!میدونم سخته ولی چاره ای نیس ،بعدم این مسائل ربطی به علاقه شوهرت به تو نداره 

😒اگه بی ادب و بی منطقی ریپ نزن لطفا😒 😐خطاب به آدم مورد علاقه‌ام: میخوام بهت بگم اصلا مهم نیست که چقدر از هم دوریم، تو واسه منی و منم واسه تو.M🥺❤️
عروسی کنین برین سرخونه زندگی خودتون درست میشه

وای واقعا راس میگی؟؟ بخدا ارزوم شده یه روز بحث نکنیم با اینکه با عشق ازدواج کردیم تهشم معذرت میخاییم اما چ فایده

گیر نده به شوهرت 

اونا بهش گیر میدن همش میگن چرا نمیاد خونمون خونشونم کسی نیست فقط پدرشه مادر و خواهرش شهرستانن مادر منم میگه اونا بی احترامی کردن به ما نرو

دوران عقد همینه عزیزم حساس شدی اینقدم به شوهرت نگو دوستم نداری دوران عقد و یکی دوسال اول زندگی تنش ا ...

مرسی عزیزم بخدا دست خودم نیست همش حس بدی دارم نسبت به خودم و زندگیم فکرم هزار جا می‌ره

وای واقعا راس میگی؟؟ بخدا ارزوم شده یه روز بحث نکنیم با اینکه با عشق ازدواج کردیم تهشم معذرت میخاییم ...

آره قطعا این مشکلا حل میشه ولی یادت باشه در عین رعایت احترام کامل به خانواده شوهر همیییییشه باهاشون رسمی رفتار کن هرگز باهاشون وارد بحث نشو زیاد هم کلام نشو آسه برو آسه بیا خیلی شیک و رسمی و زیادم نرو

بدی کردن بهت درست 😕اما بخاطر اینکه رو شوهرت تاثیر میذارن هرچن وقت یبار حالشونو بپرس یه سری بزن بهشو ...

سعی میکنم همین کارو کنم مرسی از راهکارت😔همون دیگه من همه چیو ربط میدم به هم اصلا اخلاقم اینقدر بد شده از موقع ازدواج

اونا بهش گیر میدن همش میگن چرا نمیاد خونمون خونشونم کسی نیست فقط پدرشه مادر و خواهرش شهرستانن مادر م ...

یعنی نگو دوستم داری یا نداری 

برو بهرحال خانواده شوهرتن هتل مسافرخونه ای بومگردی سوییت رزرو کن و برو بگرد به اونا هم سر بزن و برگرد 

تماس هم هرموقع شوهرت تماس گرفت بگو گوشی رو بده خانوادت صحبت کنم 

آره قطعا این مشکلا حل میشه ولی یادت باشه در عین رعایت احترام کامل به خانواده شوهر همیییییشه باهاشون ...

اونا میگن باید عروسمون هر روز بیاد خونمون چون جاریم هز زوز اونجاست ناهاز و شام میزاره براشون من موندم بخدا ☹️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز