دوستای عزیز بگید من چیکار کنم احساس میکنم دیوونه شدم ۷ماهه عقد کردم حس میکنم شوهرم مثل قبل دوسم نداره اون میگ نه بخدا تو حساس شدی من هنوزم عاشقتم حتی بیشتر اما من اینقدر بدبختی کشیدم تو این ۷ماه عقد بودیم ک نگو خانوادش پدرمو در اوردن حتی روز عقدم با بدبختی گذشت همش سر چیزای کوچیک گیر میدن شب تولد شوهرم یه دعوایی به پا کردن ک بیا ببین که چرا مامان من گفته دخترم شب نباید خونه نامزدش بخوابه ما رسممونه این داستان اما اونا دعوا راه انداختن شب یلدا بازم دعوا هر روز خوش زندگیم یه دعوا دارم دلم صاف نمیشه زنگ بزنم بهشون و برم خونشون اونام شوهرمو پر میکنن چزا نمیاد و چزا زنگ نمیزنه اونم میاد با من بحث میکنه نمیدونم شاید سر این چیزا حساس شدم فکر میکنم دوسم نداره شایدم روانی شدم😔یه راهکار بدید بهم نظر شما چیه
بدی کردن بهت درست 😕اما بخاطر اینکه رو شوهرت تاثیر میذارن هرچن وقت یبار حالشونو بپرس یه سری بزن بهشون که شوهرتم طلبکار نشه !!!میدونم سخته ولی چاره ای نیس ،بعدم این مسائل ربطی به علاقه شوهرت به تو نداره
😒اگه بی ادب و بی منطقی ریپ نزن لطفا😒 😐خطاب به آدم مورد علاقهام: میخوام بهت بگم اصلا مهم نیست که چقدر از هم دوریم، تو واسه منی و منم واسه تو.M🥺❤️
وای واقعا راس میگی؟؟ بخدا ارزوم شده یه روز بحث نکنیم با اینکه با عشق ازدواج کردیم تهشم معذرت میخاییم ...
آره قطعا این مشکلا حل میشه ولی یادت باشه در عین رعایت احترام کامل به خانواده شوهر همیییییشه باهاشون رسمی رفتار کن هرگز باهاشون وارد بحث نشو زیاد هم کلام نشو آسه برو آسه بیا خیلی شیک و رسمی و زیادم نرو