2777
2789
عنوان

رمان من. نرگس

259 بازدید | 3 پست

رمان خودم نویس. یه دختر 15 ساله نوشته. تاپیک رو قفل میکنم. روز 2پارت.

زمان پارت گذاری:


4عصر

8 شب





#مقدمه#‍ 




به سختی نفس می‌کشید. چشمانش سیاهی میرفت.همه دشت رو را برف فرا گرفته بود. تنها روشنایی امیدش، دود کلبه مقابلش بود. سعی می‌کرد ضعیف نباشد. از فریده خبری نبود

کاش به هوای گرفتن عکس،مسیر را گم نمی‌کرد. دیگر نای راه رفتن نداشت. یا مهدی بر زبان آورد و بر زمین افتاد. وقتی چشمانش را باز کرد خودرا... 

خدا پای دل ما مظلوماس:)مامان پریا.

#‍ پارت‍ ر 1#

به سختی نفس می‌کشید. چشمانش سیاهی میرفت.همه دشت رو را برف فرا گرفته بود. تنها روشنایی امیدش، دود کلبه مقابلش بود. سعی می‌کرد ضعیف نباشد. از فریده خبری نبود

کاش به هوای گرفتن عکس،مسیر را گم نمی‌کرد. دیگر نای راه رفتن نداشت. یا مهدی بر زبان آورد و بر زمین افتاد. وقتی چشمانش را باز کرد خودرا در کلبه ای دید

به سختی از جا برخاست. بیرون را نگاه کرد. تک و تنها میان دشتی بزرگ. درون کلبه را نظاره کرد. گرامافون، شومینه، سوپ روی اجاق، گیتار و پیانو،روی دیواره ها عکس شهدا بود.ضبط کنار اتاق توجه اش را جلب کرد. پر از موسیقی های قدیمی. ناگهان دستگیره در چرخید و باز شد... 

خدا پای دل ما مظلوماس:)مامان پریا.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز