2777
2789
عنوان

رمان من. نرگس

262 بازدید | 3 پست

رمان خودم نویس. یه دختر 15 ساله نوشته. تاپیک رو قفل میکنم. روز 2پارت.

زمان پارت گذاری:


4عصر

8 شب





#مقدمه#‍ 




به سختی نفس می‌کشید. چشمانش سیاهی میرفت.همه دشت رو را برف فرا گرفته بود. تنها روشنایی امیدش، دود کلبه مقابلش بود. سعی می‌کرد ضعیف نباشد. از فریده خبری نبود

کاش به هوای گرفتن عکس،مسیر را گم نمی‌کرد. دیگر نای راه رفتن نداشت. یا مهدی بر زبان آورد و بر زمین افتاد. وقتی چشمانش را باز کرد خودرا... 

خدا پای دل ما مظلوماس:)مامان پریا.

#‍ پارت‍ ر 1#

به سختی نفس می‌کشید. چشمانش سیاهی میرفت.همه دشت رو را برف فرا گرفته بود. تنها روشنایی امیدش، دود کلبه مقابلش بود. سعی می‌کرد ضعیف نباشد. از فریده خبری نبود

کاش به هوای گرفتن عکس،مسیر را گم نمی‌کرد. دیگر نای راه رفتن نداشت. یا مهدی بر زبان آورد و بر زمین افتاد. وقتی چشمانش را باز کرد خودرا در کلبه ای دید

به سختی از جا برخاست. بیرون را نگاه کرد. تک و تنها میان دشتی بزرگ. درون کلبه را نظاره کرد. گرامافون، شومینه، سوپ روی اجاق، گیتار و پیانو،روی دیواره ها عکس شهدا بود.ضبط کنار اتاق توجه اش را جلب کرد. پر از موسیقی های قدیمی. ناگهان دستگیره در چرخید و باز شد... 

خدا پای دل ما مظلوماس:)مامان پریا.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز