2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پارت# یک



به سختی نفس می‌کشید. چشمانش سیاهی میرفت.همه دشت رو را برف فرا گرفته بود. تنها روشنایی امیدش، دود کلبه مقابلش بود. سعی می‌کرد ضعیف نباشد. از فریده خبری نبود

کاش به هوای گرفتن عکس،مسیر را گم نمی‌کرد. دیگر نای راه رفتن نداشت. یا مهدی بر زبان آورد و بر زمین افتاد. وقتی چشمانش را باز کرد خودرا... 

خدا پای دل ما مظلوماس:)مامان پریا.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز