دوستان من یک دوستی دارم که ۲۴ سالشه بعد پدرش چندین ساله که فوت کرده و این دوستم با مادرش زندگی میکنه و وضعیت مالیشون هم متوسطه.
منم چند ساله که باهاش دوستم به خاطر همین از یکسری مسایل زندگیشون خبر دارم چون مادرش هم با مادرم دوسته ، گاهی اوقات تلفنی یکسری چیزا رو به مادره من میگه ، حالا مشکل اینجاست که این دوست من تازگی براش یه خواستگاری اومده که این اقا وضع مالیشون بسیار خوبه اما ۳۷ سالشونه.
بعد این اقا یک همسر اول هم دارن اما چون اون خانم چند ساله که بچه دار نشدن ، این اقا تصمیم گرفتن همسر دوم بگیرن و خوده همسر اولشون هم رضایت کامل دارن به اینکار.
بعد خواهر این اقا به صورت تلفنی با مادر دوستم صحبت کرده و دوستم رو خواستگاری کرده برای برادرش بعد هم خواهر این اقا گفته اگر این دختر خانم قبول کنه که همسر دوم برادر من بشه ، برادرم یه مقدار از اموالش رو به نامش میزنه.
حالا دوستم و مادرش که اصلا همچین چیزی رو قبول نکردن اما مادربزرگ دوستم تا شنیده با مادر دوستم بحثش شده که چرا این دختره رو ندادی به همینا ، اینا میخواستن ملک و املاک به نامش بزنن و ....
بعد الان دوست من از وقتی این قضیه پیش اومده از دست مادربزرگش خیلی عصبی شده .
به نظر شما مادربزرگش حق همچین اظهار نظری رو داشته؟؟
شما اگه جای دوستم بودین چه رفتاری میکردین؟؟