2777
2789

منکه خیلی میترسم 🤣

یه شبایی تو زندگی هست که                                     وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی به چیزایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت به ادمایی میرسی که نمیدونی دردن یا همدرد به لحظه هایی میرسی که هضمش واسه دل کوچیکت سخته و به دردایی میرسی که برای سن و سالت بزرگه به آرزوهایی که توهم شد رویاهایی که گذشت به چیزایی که حقت بود اما شد توقع! و زخمهایی که با نمک روزگار آغشته شد و احساسی که دیگران اشتباه می نامند دست آخر دنیایی که بهت پشت کرده و بازهم انتهای دفتر، خودت میمانی و زخمهایی که روزگار پشت هم میزندو سکوت هم دوای دردش نیست...                                          "کاش دنیا مهربان تر بودی "                            

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره خیلی قشنگه ولی دردش وحشتناکه من خط چشمم زدم یعنی بیچاره کردم ارایشگره رو


من طاقت دردم زیاده  تکون نمیخورم

من بندم میندازم اشکام میریزه ولی اصلا تکون نمیخورم

عین بدبختا فقط تحمل میکنم😂😂😂

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز