من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
من فقط حقیقتو میگم ....همیشه مدیونتم.....زندگیمو نجات دادی ....
حالا گاهی شدم درد زندگیت ن؟
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ن نگار فقط میخوام بگمتو بد نیستی .....زندگی سنگت کرده .....فقط میخوام بگم منو ب خودم اوردی .....راستش من بیشتر مدیون مامانتم ....اون بود ک باعث آشنایی ما شد .....یادت ک نرفته؟
یکی توی دلمه فرق داره باهمه❤https://harfeto.timefriend.net/16274179851352
ن نگار فقط میخوام بگمتو بد نیستی .....زندگی سنگت کرده .....فقط میخوام بگم منو ب خودم اوردی .....راس ...
عارع
ی نگا ب عقب ک میندازم قلبم از تو سینم میکشع بیرون
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
امیدوارم هیجوقت دلیل حال بدت نباشم و نشم.....هروقت با دیدن من ناراحت شدی ...کافیه بهم بگی برو.....ی ...
همچین حرفی نزدم
کلا این مدلیع زندگیم
گذشتم تو هر مرحله از زندگیم ی درد بودع برام...
نمیخام ب خودت بگیری
فقط قلبم تیر میکشع چرت میگم سبک شم
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
میدونم نگار .....تک تک حرفاتو میدونم .....میدونم ک ی روز باعث حال بدت بودم .....فقط امیدوارم منو ببخ ...
نفس تو هیچوقت باعث حال بد من نبودی
هیچوقت
اینو جدی میگم
نگو این حرفو دیگ
من هرگزلحظه ای با تو بدی حس نکردم
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نفس تو هیچوقت باعث حال بد من نبودی هیچوقت اینو جدی میگم نگو این حرفو دیگ من هرگزلحظه ای با تو ب ...
ولی نگار من نامردی کردم......وقتی یادم میاد زندگیمو نجات دادی ....ولی از همدور شدیم حالم از خودمبهم میخوره.....بگذریم نگار نمیخوام با حرفام ناراحت شی
یکی توی دلمه فرق داره باهمه❤https://harfeto.timefriend.net/16274179851352
ولی نگار من نامردی کردم......وقتی یادم میاد زندگیمو نجات دادی ....ولی از همدور شدیم حالم از خودمبه ...
ناراحت نمیشم
چون جایی واس ناراحتی ندارم دیگ
نامرد نیستی
هیچوقت نیستی
نگو اینجور
با بچ ها بمون بهتر میشی
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
ن....شاید باورت نمیشه ...خودممنمیدونم چرا اینجا موندم ....دلیلشم نمیدونم .....فقط میدونم ی روز بی ...
چ خاطره ای
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
باتو بودن.....دیگ ندارمت....حتی با رفتنتم نتونستم فراموشت کنم.....رفته بودی اما خاطره هات بود
من چیز خاصی نیسم نفس
زیادی بزرگم کردی
ی ادمم
فقط ی ادم
ب هیچ وجه ممکن نمیخام باعث رفتنت باشم
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
توام نمیتونی هیجوقت دیدمو نسبت ب خودت عوض کنی بزار بزرگ باشی چ اینجا چ تو قلبم چ تو مغزم.....
لج باز/
تا کی بیداری
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/