بابام خیلییی خوب و پایس همیشه با ما خوب بوده ولی نمیدونم چرا گاهی اینطور میکنه که همه اون کار ها از بین بره
چند روز دیگه روز مادر بعد منو مامانم خیلی باهم راحتیم قشنگ گفت من هدیه میخوام گفت باباتو بردار برید ی چیز ساده ای بخرید بیچاره خیلی مظلوم هیچوقت درست حسابی چیزی برای خودش نمیخوره همش فداکاری بعد امروز من درسام سبک تره به بابام گفتم میای بریم ی چیزی بخریم امروز گفت باشه یک ساعت دیگه داشت میرفت بیرون گفتم کی بر میگردی گفت چطور گفتم وا بابا گفت ببین من پول ندارم این من 😶 گفتم من دارم حالا من چقدر دارم ؟ 50 تومن تف هم نمیندازن دست آدم
برای هر چیز مسخره ای پول دارن باور کنید رفتن به دمپایی که نیاز نبود خریدن عین سنگ میمونه اصلا استفاده نشده یا صافی گرفتن افتاده گوشه کابینت یا .... ولی حالا که میخوایم یه هدیه بگیریم اینطور میکنه حالا منم که نخواستم طلا بگیریم یه چیز در حد صد تومن یه دمپایی و اگه شد یه گوشواره بدل خلاصه گفت باشه یکی دو ساعت دیگه بر میکردم اگه شد حاضر باش قول نمیدم خیلی غمم گرفته آخه یعنی چی حالا مامانمم یکم پس انداز داره خیلی کم حدود یه تومن نمیدونم برم یکم ازش بگیرم ؟ آخه خیلی ضایعس برم از خودش پول بگیرم که برای خودش ی چیزی بگیرم خیلی ناراحتم حالم از این وضعیت بهم میخوره اینا دارن کار میکنن چرا نباید بتونیم به هدیه ساده بخریم