2777
2789

شوهر منم اوایل ازدواج همین بود، بیچاره میکرد منو، هرشب هرشب خونه مامان جونش، خدا رو صدهزار مرتبه شکر از اون شهر نقل مکان کردیم به تهران، تازه دارم یه نفسی میکشم

«‏و أنَا أبحَثُ عنِّي؛ وَجَدْتُكَ یٰا حُسین..!»  و هنگامی که در پیِ خودم بودم تــو را یافتم، یا حسین؛))♥️  ️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بدبختی دارم دیگه. من نرم نمیره همچینم خودشو میگیره حوصلشوندارم

با چرب زبونی بهش بگو 

«‏و أنَا أبحَثُ عنِّي؛ وَجَدْتُكَ یٰا حُسین..!»  و هنگامی که در پیِ خودم بودم تــو را یافتم، یا حسین؛))♥️  ️

ینی با وجود اینکه میبینه تو ناراحتی بازم اصرار داره بانو 😞😞😞😞😞😞چی بگم بانو من به جای اون به عنوان یه مرد ازتون معذرت خواهی میکنم 😞 😞 😞 😞 😞 🙏🙏🙏🙏🙏🙏

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792