شوهر منم اوایل ازدواج همین بود، بیچاره میکرد منو، هرشب هرشب خونه مامان جونش، خدا رو صدهزار مرتبه شکر از اون شهر نقل مکان کردیم به تهران، تازه دارم یه نفسی میکشم
«و أنَا أبحَثُ عنِّي؛ وَجَدْتُكَ یٰا حُسین..!» و هنگامی که در پیِ خودم بودم تــو را یافتم، یا حسین؛))♥️ ️
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.