چرا جلو ننه جو گرفته میشن
من یه بار خونه مامانم بود وقتی اومدم نمیدونم به چه دلیلی یه چشم شوهرم قرمز شده بود
بعد من راضی اش کردم بریم دکتر و خودم هم باهاش رفتم
خوب شد رفتیم تو راه دیدم اون یکی چشمش هم داره پف میکنه و قرمز میشه
وقتی برگشتیم طبق معمول ننه اش دم در ایستاده بود
اقا رفت جلو و قشنگ پچ و پچ کرد و گزارشات داد
بعد ننه بعد پنج دقیقه بلند بلند طوری که من بشنوم چون عقب ایستاده بودم تا حرفاشون بزنند
گفت چرا چشمت قرمزه.. هان به خاطر اینه که رفتید برید بیرون.. واجبه برید بیرون(فکر کردرفتیم گشتیم)
منم اومدم نزدیک گفتم اره واجب بود ولی نگفتم دکتر بودیم
شوهرم ساکی که دستش بود اورد بالا خواست بزنه تو صورتم و گفت زر زر نکن😐
اگه صورتم نکشیده عقب نکشیده بودم
قشنگ خورده بود تو صورتم
اولین بار بود فحشم میداد اونم تو کوچه😐😐
فقط و فقط به خاطر اتیشی که ننه اش انداخت
ای کاش بیفته تو زندگی دخترش