سلام .من ۲۴ سالمه با شوهرم ۱۳ سال تفاوت سنی دارم یک فرزندم داریم ازدواج مون سنتی بود اون اوایل همسرم خ خوب بود همیشه برای رابطه زناشویی خودش پیش قدم میشد و به گونه ای مشتاق بود اما الان چهار سال از زندگی مون می گذره این منم که همیشه باید پیش قدم بشم برای یک رابطه برای یک بغل عاطفی در کل اصلا انگار منو نمیبینه سیر شده ازم لطفا نگید آرایش کنو ب خودت برس چون از لحاظ ظاهری ام ازش سر ترم و ازش ۱۳ سال جوون ترم و ب خودم و پوست و مو و لباسم میرسم همیشهه ولی الان سه سالی میشه که دیگ مثل اوایل بهم میل نداره سرد هم نیس که بگیم بره دکتر حل میشه چون وقتی میرن سمتش و پیش قدم میشم مثل یک آدم سالم و هات رابطه برقرار میکنه .مشکل دیگه ای ک داره اینه تو خیابون خیلی ب خانما نگاه میکنه چطور میشه زنای عجق وجق تو خیابونو میبینه اما ب منی که زنشم و ازش ۱۳ سال کوچیک ترم توجه نداره و برای رابطه پیش قدم نمیشه البته اینم بگم از نظر مالی کاری درسی خیلی حمایتم میکنه هرچی بخوام برام میخره برای پایان نامه ام تلاش میکنه تو کارم بهم کمک میکنه ولی از نظر جنسی انگار منو نمیبینه بهم میلی نداره خیلی اعتماد به نفس ام اومده پایین احساس پیری میکنم فکر میکنم مشکلی دارم ک برای رابطه پیش قدم نمیشه اما همین آدم زنای تو خیابون رو حتی یکی شونم رد نمیده و نگاه میکنه اصلا وقتی باهاش بیرون میرم زهرم میشه اعصابم خرد میشه و برمیگردیم و باهاش دعوا میکنم سر بهونهای مختلف بخاطر این کارش بارها بهش تذکر دادم چرا ب زنا نگاه میکنی اما بی فایده اس حالا دیگه دارم بهش سرد میشم چون منو نمیبینه سمتم نمیاد ولی تا دلت بخواد تو خیابون چشم چرونی میکنه. لطفا راهنمایی ام کنید این زندگی ارزش موندنو داره ؟