یساله عقدم دوماه چون میرم سرکار خونه مادرشوهرم موندم ی شهردیگ، پدرشوهرم گفت بهت خونه میدم چون مستاجر هست مادرشوهرم میگ نه زوده پدره میخاد وام بگیره برامون تعمیرکنه میگه نه، شوهرم خواست یارانه شو جدا کنه مادرش پیش من گفت گدا، خب اونم نداره، چیکارکنه وگرنه محتاج تو نبود، داد بیداد کرد حق نداری وام بگیری الان نمیشه برید سر خونتون تاعروسی تاکی صبرکنم کرونابره منم سختمه تازه میرم سرکار، دارم دق میکنم از غصه خیلی خسیسه، میخام کارمو ول کنم برم خونه پدرم نمیدونم چیکارکنم کارمو ول کنم برم یا خوابگاه بگیرم سرکارمم برم