2777
2789
عنوان

بیایید بگم

58 بازدید | 14 پست

امروز تولد پسرعمو شوهرم بود شوهرمم شب کاره منم موندم خونه مامانم عکسا شونو گذاشته بودن استوری دیدم مادرشوهزم اینا هم رفتن من ناراحت شدم که چرامنو نگفتن بعد دیدم خاهرشوهرم اینا هم هستم خیلی ناراحت شدم که فقط من اضافه بودم اینقد اعصابم خرابه به شوهرمم گفتم گفت بیخیال

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خب اره ولی رفتن خاهرشوهر عوضیم دم ب دیقه استوری میزاره که ببینم منم 

تو نبین اصلا خوتم  الان استوری خوشحالی بذار تا بفهمن  ناراحت نیستی عزیزم

محمدم  زیر خاکی ومن   بیقرار توام پسر گلم فدات شم   
تو نبین اصلا خوتم  الان استوری خوشحالی بذار تا بفهمن  ناراحت نیستی عزیزم

گذاشتم منم نگاه نمیکنم چند دیقه پیش زنگ زدم واسه یه کاری به مادرشوهرم هیچ نگفت میرن منم نوشتم خوشحالم که پیش پدرومادرمم و فلان ولیی تودلم🙄😂

فقط بهشون گلایه نکن خودت سبک میشی عزیزم از هیچ کس انتظار نداشته باش به خصوص خانواده شوهر

نه یه شوهر بدبختتم زنگ زدم اونم سرکاره میگه نگن به درک میگه مهم نیس برو خوش بگذرون

گذاشتم منم نگاه نمیکنم چند دیقه پیش زنگ زدم واسه یه کاری به مادرشوهرم هیچ نگفت میرن منم نوشتم خوشحال ...


  حرس نخور بابا  دنیا دوروزه 

محمدم  زیر خاکی ومن   بیقرار توام پسر گلم فدات شم   
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز