اول بگم من واسه تولد بچم هر سال خیلی مفصل میگیرم و سعی میکنم هیچ کم و کسری نباشه و بماند که از طرف خانواده شوهر کادو نمیارنحتی مادرشوهرم اینا که خیلی دارن شاید پنجاه بدن.خسیسن و کاریش نمیشه کرد.چند روز پیش خاهرشوهرم زنگ زد بیاین تولد دخترم شب واسه شام.شوهرمدید میاد شبا بخاطر اینا دو ساعت مرخصی گرفت تا سر وقت برسیم و ...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خلاصه ساعت هشت رسیدیم دیدم الویه و پفک و چیپس رو میزه برای هر نفر یک سوم نون باگت پرکرده بود گداشته بود خیلی بهم برخورد خیلی.نگین واسه خوردن رفته بودی و فلان خودتونو بزارین جای من .من کمی خوردم و گفتم گرسنم نیست.بعدم کیک نداشتن و فقط نوشابه و نارنگی .
به خدا چون وقت بیرون رفتن نداشتم چون خودمم کارمندم.دویست تومن گداشته بودم تو پاکت تازه تو دلم میگفتم موقع رفتن که اونجا صد تومن هم میزارم روش میدم.ولی ماجرا رو که دیدم همون دویست رو دادم و اومدیم