اینکه کارگره به چه انگیزه ای اینارو انداخته بود تو چاه یا اینکه اولش خانومه گفت ما به آقاهه خیلی اعتماد داشتیم بعدش میگه شوهرم نامه نوشته که اگه ازشون خبری نشد پیگیر بشن
تا الان به هرچی میخاستم رسیدم..به عشقم رسیدم؛خانوم معلم شدم؛ انتقالیم هم درست شد
خدایا همیشه همینطوری هوامو داشته باش
جالبه ٥ هزارتا تاپیک هم باشه باز بحث گل میندازه خخخخخخ
بدترين حالت ماجرا اين است كه طاقتمان تمام شود و به روي خودمان نياوريم و تا زمان مرگ ادامه دهيم خيلي ها اينطور زندگي ميكنند دست انداز كم طاقتي را رد كرده اند و افتاده اند توي سرازيري عادت ...اوريانا فالاچي
یک داستان معمولی نبود که همه چیز را تعریف کنه... پرونده یک جنایت هست بخاطر گنج که غیرقانونی هست فروشش حتما این خانم مضنون هم بوده باید با احتیاط حرف بزنه و لجزا نداره خیلی چیز را ها هم بیان کنه