ببين منم خيلي ازشون بدم مياد خيلي كاراي بدي در حقم كردن حالم بهم ميخوره ميبنشمون اما چاره اي ندارم فقط فقط خودمو اينطوري آروم ميكنم كه به خاطر شوهرم ميرم
با همسرم ميرم مثل مهمون و ميام بدون اون يك بارم پامو خونشون نذاشتم و نميزارم زنگم نميزنم اصلا
چون انقدررر بهم بدي كردن ناراحتم كردن ديگه توان ندارم درباره ناراحتم كنن فاصلمو باهاشون حفظ كردم