سلام بچه ها .من یه دختر 16ساله ام که از همون بچگی خانوادم خیلی خیلی مذهبی بودن و به زور باید نماز میخوندیم و روزه میگرفتیم هیچ وقت مفهوم دین رو بهم یاد ندادن و اگه یکبار نماز نخونیم حسابمون با کرام الکاتبینه
دوسال پیش که دیگه دوست نداشتم چادر سر کنم بابام خیلی دعوا کرد و گفت باید تا وقتی زنده ام چادر سر کنی حالا اگه میخوای نپوشی دعا کن بمیرم .الانم که افسردگی شدید گرفتم میگه هر طوری دوس داری بپوش ولی من انقد حالم خرابه که مث قبل این چیزا برام اهمیت نداره .صبح تا شب نماز میخونه .اصلا ما رو مسافرت نمیبره حالا کروناست ولی قبلن رو میگم .هر وقتم میرفتیم یه جایی واسه مسافرت همش مارو میبرد مسجد و اینجور جاها .الان دوساله بازنشسته شده به جای اینکه بره کار کنه همش نماز میخونه .من نمیگم نماز بده ولی نه در حدی که ما اینجوری عذاب بکشیم .همش تو مسجده .خیلی دلم برای مامانم میسوزه .45سالشه ولی قیافش مثل 60ساله هاست .در عوض بابام فرض کنین اصلا موهاش سفید نشده .لطفا بهم نگین تو این سایت چی کار میکنی که من خیلی تنهام و هیچ کس رو ندارم باهاش صحبت کنم .روزی چند بار آرزوی مرگ میکنم .اصلا با هم صمیمی نیستیم ،حرف نمیزنیم .انگار چند تا آدم غریبه ایم .خیلی وقتا خواستم لباسامو جمع کنم برم ولی نکردم .بابام من رو از دین زده کرده .الانم سر مامانم داد زد که من تپش قلب گرفتم .دیروزم داداشمو جوری دعوا کرد که من تا چند دقیقه تپش قلب گرفتم .پیش رونشناس و روانپزشک و ... هم رفتم ولی فایده نداشت
الانم 26روزه که خونریزی دارم و با دوازده تا آمپول و یه عالمه قرص هنوز قطع نشده .فقط دعا کنین بمیرم