من فوق لیسانسم.نامزدم دیپلم.وضع مالی ما خوبه اونها متوسط.بابام سر همین چیزها خیلی خیلی مخالفه .من ۳۸سالمه اون۴۵در سیزده سالگی سه چهار سالی جنگ رفته بابام میگه ممکن روانی باشه.خواهرش امروز زنگ زد گفت بالاخره تکلیف شماها چی میشه.نمیدونم چی بگم هم من وهم اون همو خیلی دوست داریم .من کنارش خیلی راحتم .دوستم دارم کمکم میکنه همیشه خیلی ادم مهربان.دلسوز.نجیبیه.منو درک کرده کاملا .من نمیخوام از دستش بدم به دو زبان عربی وانگلیسی مسلطه کاملا .ادم باهوشیه ولی دانشگاه نرفته برای من مهم نیست اصلا.