سلام. داستانم طولانیه هرکی میتونه راهنمایی کنه. من شش ساله ازدواج کردم دو سال عقد خوب بودیم و چند ماه اول زندگی بعد شوهرم چند مورد خیانت کرد از اونجا به بعد من خیلی ضربه خوردم و دائم بهش شک داشتم و متاسفانه اشتباهی ک کردم این بود ک ب جای اینکه تموم کنم همه چیزو ادامه دادم و بعد چند وقت انقد فشار روم بود ک خودمم بهش خیانت کردم و اونم فهمید. اینو بگم ک کلا شوهرم آدم کم محبتی بود من 26 سالمه و آدم احساسی هستم ولی خب ابراز علاقه ای نمیدیدم و خودمم دیگه ابراز نکردم تا کلا هردومون از هم سرد و دور شدیم یه دختر یه ساله دارم همسرم وقتی شماره تو بلاک لیستم دید گفت دیگه نمیخوام و فقط جدا بشیم نه منو زد ن بی احترامی فقط گفت جدایی الان دو روزه اومدم خونه پدرم ک فکر کنیم هردومون امروز اومد دوباره حرف زدیم انگار شک داشت ب جدایی میگفت میترسم پشیمون بشم ولی من دلم ب جداییه یکی اینکه میترسم اخلاق بعدش عوض بشه و اینکه قبلشم اصلا زندگی گرمی نداشتیم ی چیز دیگم ک گفت این بود ک اگه میخوای برگردی مهریه رو ببخش. موندم چ کنم فقط بخاطر دخترم کمک کنید
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.