نمیدونم شوهرای شما چجورین ولی من همین الان شوهرم قرار بود منو ببره آرایشگاه واسه اصلاح و ابرو بعد تو راه انقدر بهم حرف زد که تو بدبختم کردی من هزار و یکی بد بختی دارم باید تو این ترافیک تورو برسونم آرایشگاه هر چی هم زنگ زدم به آرایشگره جواب نداد منم جلو خونه مامانم پیاده کرد و رفت تو دعوا هم گفت من ...کش عالمم که با تو دیگه زندکی کنم منم بر خلاف چند سال زندگی که همیشه در مقابلش سکوت میکردم سرش داد زدم گفتم من چه آزاری بهت رسوندم البته ناگفته نماند که یه چند وقتیه اوضاع مالیش بهم ریخته