امروز خیلی بهمون خوش گذشت اخه دو شبه اومدم خونه مامانم. همسرم خونه نیست. خیلی خوشحال بودیم با مامانم خاهرم اینا کلی گفتیم و خندیدیم تا اینکه مامانم گفت بزار باز بچه دار شی اخه چرا نمیزاری اگه نزاری دیگه بچه دار نمیشی ها از من گفتن
یهو منم ترکیدم کلا اعصابم خورد شد گفتم من بچه دار نمیشم تو رو خدا کم بگین بچه دار شو.
دلم برا مامانم سوخت کم دردسر نداشت منم اضافش کردم
الان میدونم هیچ کدوممون نخابیدیم
چرا من نتونستم جلو دهنمو بگیرم