سلام من چن ماهی میشه ازدواج کردم .. شوهرم همش میخواد ازم دور باشه میگه تو باید مستقل باشی ک بتونی بدون من زندگی کنی .. شبا دیر میاد خونه ساعت ۱ ۲ شب گاهی اصلا نمیاد .. هفته ای ی شبم منو میفرسته خونه مادرم ..
بعد الان جدا از خونواده شوهرم داریم زندگی میکنیم .. میگه قرارداد خونه ک تموم شد با مادرم خونه میگیریم ..مادر شوهرمم مریضی اعصاب و روان داره همش در حال دعوا با آدم
.. بعد توقع دارع تو چیزی نگی تو روش .. تو همین چن ماه ک عروسشون شدم چن بار باهام دعوا کرده .. شوهرمم خودش میگه ک مقصر مادرمه ولی باز پاشو تو ی کفش کرده ک با مادرم خونه میگیرم .. منم میترسم ازش نمیدونم چیکار کنم شب و روز ندارم از وقتی فهمیدم ... توروخدا یکی بگه چیکار کنم ...