شوهرشون تقریبا هیییییچ وقتی برای بچشون نذاره و بچه ها هم تقریبا علاقه کمی به باباشون داشته باشند؟ من پسر کوچیکم میخواد پوست شکلاتش رو باز کنه اصلا از باباش کمک نمیخواد صبر میکنه تا من بیام. خیلی فاصله بینشون هست و مقصر هم شوهرمه میگه مگه من همسن بچه هام که باهاشون بازی کنم . و دایما میگه بچه ها رو بزار دو هفته خونه مامانت راحت بشیم. مامان خودش یه شهر دیگست. من تمام وقت دارم تو خونه و با دو بچه شیطون سر و کله میزنم ولی اون فقط میخواد ناهار و شامش اماده باشه همین. بچه ها که اسباب بازی هاشون رو میریزن رو زمین کلی دعواشون میکنه که جمع کنند. به من و بچه ها میگه شلخته این کثیفین . در حالیکه من واقعا از پسشون برنمیام خوب تنهایی . دیشب پسرم دندون شیریش دراومده بود به باباش گفت شوهرم گفت باشه بنداز دور بره همین.