2777
2789
عنوان

سلام کسی هست که

137 بازدید | 32 پست

شوهرشون تقریبا هیییییچ وقتی برای بچشون نذاره و بچه ها هم تقریبا علاقه کمی به باباشون داشته باشند؟ من پسر کوچیکم میخواد پوست شکلاتش رو باز کنه اصلا از باباش کمک نمیخواد صبر میکنه تا من بیام. خیلی فاصله بینشون هست و مقصر هم شوهرمه میگه مگه من همسن بچه هام که باهاشون بازی کنم . و دایما میگه بچه ها رو بزار دو هفته خونه مامانت راحت بشیم. مامان خودش یه شهر دیگست. من تمام وقت دارم تو خونه و با دو بچه شیطون سر و کله میزنم ولی اون فقط میخواد ناهار و شامش اماده باشه همین. بچه ها که اسباب بازی هاشون رو میریزن رو زمین کلی دعواشون میکنه که جمع کنند. به من و بچه ها میگه شلخته این کثیفین . در حالیکه من واقعا از پسشون برنمیام خوب تنهایی . دیشب پسرم دندون شیریش دراومده بود به باباش گفت شوهرم گفت باشه بنداز دور بره همین. 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وای چه بد...البته میگن واسه دخترها وجود پدر حیاتی تره تا واسه پسر...خب شما که دیدین پدر خونواده به این شکله واسه دومی باهاش اتمام حجت میکردید که بچه نیاز به پدر هم داره

مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭
وای چه بد...البته میگن واسه دخترها وجود پدر حیاتی تره تا واسه پسر...خب شما که دیدین پدر خونواده به ا ...

اصلا هر چیییی بهش گفتم فایده نداره عوض نمیشه. یه بار پسر کوچیکم که دستش لای کشوی دراور مونده بود و جیییغ میزد ها من داشتم ظرف میشتم سریع اومدم تو اتاق دیدم اقا رو تخت لم داده و داره کتاب میخونه و انگار صدا رو نمیفهمه. تا من اومدم گفت خودش در میاد چیزی نیست. اونشب چقدر دلم میخواست جدا شم ازش

شوهرت احتمالا خیلی خستس حوصله سروکله زدن با بچه ها رونداره 

چه ربطی داره مادر که خسته تره

مهدی جونم من دوشب قبل از رفتنت برات کلید ساختم با جا کلیدی قلب که دیگه پشت در نمونی وقتی من و آدلیا نیستیم تورو خدا فقط یه بار کاش از این کلید استفاده میکردی 😭مهدی یادته تولدت سال ۹۱ دم دانشگاهت بادکنک باد میکردم ماشینت رو تزیین کردم همه فکر میکردن خل شدم .مهدی جونم آدلیا دلش هوات رو کرده بیا و بهش بگو خدا اجازه داده دوباره بیای پیشمون و شبای سه نفره مون تا ابد تکرار بشه بیا تورو خدا😭😭
اونم چ نسلی ی بچه مث خودش میش ب زنو بچش وقت نمی زاره

اصلااا وقت نمیزاره همش هم طلبکاره میگه تو الان باید چند میلیون ماهی میدادی به من زندگیمون بهتر شه. البته خودش کار داره درامدشم متوسطه اما با اینکه میبینه من ۳ساله که بخاطر پسرم و اذیتاش دارم ناخوابی بدی تحمل میکنم یک بار نیومد بگه چی شده چرا بچه گریه میکنه همیشه میگه من که صدایی نشنیدم درحالیکه همسایه بغلیمون شاکی بود از سر و صداها

چه ربطی داره مادر که خسته تره

کلا سرده و ارتباط اجتماعیش خیلیییی بد بود بعد از ازدواج با من خودمو کشتم تا یه کم بهتر بشه. بخدا اولین بار که اومده بود خونمون تو عقد و دو روزموند کلا از اتاق بیرون نیومد مامانم غذامونو میاورد تو اتاق. خیلی خجالت میکشیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز