دوس داشتم بیام به شماها بگم
ببینم شماهم جای من بودین اینکارو میکردین؟
چند دیقه پیش تیشه زدم به ریشه دوستی چندین ساله چون مدتها بود این حرفا مونده بود تو دلم و هیچوقت بخاطر اینکه رابطه صمیمیمون بهم نخوره نگفته بودم بهش
دوست و هم دانشگاهیم که هم من هم اون صمیمی ترین دوست همیم و از تمام زیر و روی زندگی هم خبر داریم یه بدی ای داره اونم اینکه هیچوقت نشده ذره ای منافع خودشو زیر پا بذاره و هروقت مرز دوستیمون بکشه به انجام یه کار مهم برا من که من بهش نیاز دارم اون لحظه معمولا اینکارو نکرده.۹۰ درصد مواقع
دیگه اینبار که یه کار ازش خواسته بودم و نکرد منم تصمیم گرفتم این انتقادو ازش بکنم.
دوستم جوریه که من یروز پیام ندم معمولا میاد سراغمو میگیره.دوس داره همش بریم بیرون.همش حرف بزنه باهام اما دوستی که همش اینا نیست.همش تو روزای خوش و خرم و بیرون رفتن و چیزای خنده دار تعریف کردن نیس
من واسه کسی بخوام دوستی کنم واقعا مایه میذارم براش اما خیلی ضربه دیدم از این خوب بودن.حتی تو همین سایت به خیلیا کمک کردم و اخرش ناراحتم کردن