2777
2789
عنوان

درمان لکنت

| مشاهده متن کامل بحث + 287242 بازدید | 3384 پست
پس مسافرتی که می خوایم بریم فقط باید مختص بچه باشه یعنی خرید تعطیل درسته؟؟ اتفاقا ما هم می خواستیم بریم قشم.. پس باید تجدید نظر کنم
بچه ها امروز گذشت مدیرمون اجازه داد دخترمو ببرم سر کلاس. .ولی دخترم نیومد. ..منم اصراری نکردم درعوض با باباش رفت نزدیک چهل تومن اسباب بازی خرید ما هم نمی خوایم ناراحت یشه خواستش و قبول میکنیم ولی خیلی دارم از آینده می ترسم یعنی چی پیش میاد الان سن تربیت بچه است ما هم به اصطلاح تو درمانیم و باید گوش به فرمان بچه باشیم به قول نیلی جون بچه لوسسس بهتر از بچه لکنتیه....فوقش می گن بچش لوسه همین دیگه
شکر خداااااا
مامان ونوسی خیلی وقت بود نبودی دلمون تنگ شده بود...عزیزم نگران نباش حساس بودن تو دوران بارداری طبیعیه..دوران سختیه به فکر بچه تو شکم با باید خیلی آروم باشی .....شما بارداری رفتی قشم رو لندی گراف یا قایق؟؟ چطوری دکترتون اجازه داد؟ من یادمه دکترم اجازه ندا د برم قشم....فکر کنم دوران بارداری کل هورمونهای بدن بهم‌می ریزه آدم عصبی و کم حوصله می شه طبیعیه دیگه.....در مورد فاطمه هم نگران نباش پیش اومده دیگه به این فکر کن لحظه ای بوده و رفع می شه....والا چی بگم از بس غصه خوردم و این جمله رو تحویلم دادن.ر
راستی جنسیت نی نی چیه ؟ دخمله با پسملی
شکر خداااااا

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اما وقتی من یا باباش برای سلینا چیز جدیدی می خریم،از هیجان لکنتش زیاد میشه.واقعا نمیدونم چی کار کنم.ظهر باباش براش یه مسواک تازه خریده بود و این باعث افزایش لکنتش شد.
خوش به حالتون که بچه هاتون یه روزایی لکنت ندارن.اما سلینا تو این یک سال و دو ماه فقط یک بار به مدت دو هفته و یک بار به مدت دو روز کلا لکنتش رفته.
نتیجه گرفتم که علت لکنتش من و پدرشیم.سه روز هفته رو من پیشش نیستم و سه روز هفته پدرش نیست.
وقتی میرم سر کار خیلی غصه می خوره،منم فعلا با خودم می برمش.اگه کارفرمامون اعتراض کنه به ناچار استعفا میدم.واقعا درمونده شدمو نمیدونم چی کار کنم.
اصلا این لکنت لعنتی درمان نداره.به نظر من کم شدن لکنت با مصرف داروهای مختلف،با فرادرمانی و گفتار درمانی همه حالت تلقینی داره و اگه لطف خدا شامل حال کسی باشه خود به خود خوب میشه.
سلام به همگی.مامان ونوسی سخته درکت میکنم پسرمنم وقتی بعدظهرمیخوام نیم ساعت بخوابم بدجورناراحت میشه میگه نخواب من حوصلم سرمیره.هیچ کاری نمیکنه فقط اشک توچشاش حلقه میزنه منم اگه نخوابم سردردمیگیرم خودشم همین موقعهامیخوابه نه زمان خواب من.موندم چیکارکنم اخه.این روزا هی میگه حوصلم سررفته.من که خانه دارم موندم چیکارکنم براش.نیوشاجان مهدچرانمیذاری؟
راستی خانومایی که برا نی نیشون پیراستام دادن بهم کمک کنن حدودا یه هفتست بهش میدم دریغ ازیه تغییر.خانومابگین به بچتون دادین اخرش چی شد؟نیلی جونومیدونم که تااخرشربت بهش نداده.
مادرسلیناباهات موافقم خودم سرلکنت پسرم به این نتیجه رسیدم که خودش خوبشدخودشم بدترشد.
نیلی جون امیدوارم هر چه زودتر مشکلت حل بشه من برات سر نماز خیلی دعا کردم چون خیلی دوستت دارم ....مامان ونوسی عزیز من هم تمام حالتهای شما را دارم من خیلی دادو بیداد میکنم شاغل هستم یه پسر بزرگ دارم که 15 سالشه وتو سن حساسیه به اون هم باید رسیدگی کنم سپهر هم وقتی هیجانی میشه لکنتش شدید میشه وخیلی هم تند حرف میزنه مثل خودم دادو بیداد میکنه...من هیچ جا نمیتونم ببرمش چون وقت ندارم....باباش هم از من بدتر؟؟؟خدایا خودت کمکمون کن خدایا صدلی این مادران ناراحت را بشنو ودعاهامونو اجابت بفرما....الهی آمین
مامان سپهر خیلی ازت ممنونم
مینا جون هنوز خیلی زوده برای نتیجه گیری
حداقل یه دوره باید بدی
امیدوارم نتیجه بده برات دعا میکنم
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
مامان سپهر خیلی ازت ممنونم
مینا جون هنوز خیلی زوده برای نتیجه گیری
حداقل یه دوره باید بدی
امیدوارم نتیجه بده برات دعا میکنم
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
راستی مامان سپهر اختلاف سنی پسرهاتون چند ساله؟نظرتون در مورد اختلاف سنی و فرزند دوم چیه؟
دوستای عزیزم یونا مرتب بهونه میگیره که من تنهام ،با کی بازی کنم؟؟؟؟؟؟؟چرا من تنهام؟.....منم سر دوراهی
گیر کردم چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟از طرفی اگه الان اقدام کنم دیگه همبازی نمیشند ،از طرفی در اینده هم همچنان تنهایی رو حس میکنه
و خودمم شرایط روحی مناسبی ندارم
واز همه مهمتر مسائل مالیه ،میدونم با دو تا بچه بهمون فشار میاد
و هیج کمکی هم ندارم
همین الان هم برای سرگرم کردنش مشکل دارم ،روی باباش اصلا نمیتونم حساب کنم چون صبح میره وشب میاد
و کلا هم بی تفاوته
خودمم با توجه به سنم وقت زیادی برای تصمیم گیری ندارم !!!!!!!!!!!
نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از مهر هم باید بره کلاس اول
شماها نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
نیلی جون فاصله سنی بچه های من ده سال است..به نظرم این اصلا خوب نیست چون همدیگرو درک نمیکنند واز دنیای هم خیلی دورند...مثلا بزرگه نزدیک سن بلوغ بود ودنیای خاص خودش وفاصله گرفتن ازبازی های کودکانه و.... ولی کوچکه دنیای بازی وشادی وپوشک وشیر خشک ومواظبت های خاص خودش میخواد از یه جنبه خوبه وآن اینکه میتونه گاه گاهی کمک حالت باشه واز بچه کوچکتر مراقبت کنه اون هم خیلی کم چون نمیشه بچه کوچکو به دست فرد بی تجربه ای سپرد...به نظرم یه مدتی صبر کن لکنتش برطرف بشه بعد اقدام کن چون بچه دوم که بیاد یونا طبیعیه که حساستر بشه وشاید احساس حسادت کنه واین روند بهبودیشو کند میکنه بهرحال نگران نباش فاصله سنی باشه بهتر از لکنت یوناست خیلیها همینجوری فاصله میندازند شما که دیگه مجیوری.....دیگه تصمیم با خودته عزیزم
ممنونم
البته من هتوز با خودم کنار نیومدم
واصلا امادگی دومی رو ندارم
ولی تردید دارم و میترسم بعدها پشیمون شم
اگه روزی دومی رو بخوام فقط بخاطر یوناست وگرنه اصلا حوصله یچه داری ندارم

مادر بودن چقدر سخته!!!!!!!!!!!!!!!!!
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
سلام و روز خوش
از همه دوستان ممنون...با خوندن نوشته هاتون هم آرومتر شدم و هم احساس کردم خودم خیلی نازک نارنجی و حساسم..راسش شاید من خیلی از مشکلات شما را نداشته باشم ...یکم بارداری اذیتم میکنه و شاغل بودنم که کلی انرژی و وقتمو میگیره ..البته از اون ور هم آدم تو خونه نیستم و تحمل تو خونه موندن را ندارم...از نظر مالی هم خدا را شکر راضیم و مشکل خاصیی ندارم...شوهرم هم تو بچه داری و کار خونه از خودم بیشتر وقت میذاره و تبحر هم داره..

نیلی جون مرسی ایشالا خودم میرم شهر کتاب و این کتابی که گفتی میخرم...برا بچه دوم هم من خودم آدم کم حوصله ای هستم و احساس میکنم مادر خوبی هم نباشم با وجودی که خیلی سعی میکنم ولی واقعا سخته و این یکی را هم بیشتر به خاطر دخترم اقدام کردم چون خیلی گیر میداد ..همین الان هم همش میگه مامان چرا من دوقلو نیستم من دوست دارم دو تا آجی داشته باشم و داداش ...نمیخوام تنها باشم و میخوام خیلی باشیم...بچه ام اشتها و توقعش هم بالاست دو سه تا دیگه از من خواهر برادر میخواد....

نیوشا جون در مورد سفر قشم هم دکترم گفت مشکلی نداری و ممنوع نکرد..خود دکترا میگن سه ماهه دوم بهترین زمان برا مسافرت و گردش و خرید هست به شرطی که مشکل خاصی نداشته باشی..من سر فاطمه هم تا ماه هشتم همش با هواپیما مسیر تهران شیراز بودم...برا قشم هم ما با ماشین شخصی رفتیم و کارپراژ کردیم اونجا...سوار قایق نشدم...من الان تو ماه شش هستم و ایشالا اردیبهشت فاطمه یه خواهر کوچولو گیرش میاد..فاطمه خیلی نیاز به خواهر داره و دو تا خواهر خیلی خوبه...از این بابت خیلی خوشحالم...اسمش هم احتمالا بذارم حلما...
اﺷﮏ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﺏ ﭼﻬﺮﻩ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷُﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺷﺮﺑﺖ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ، ﮐﺴﺎﻥ، ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ …گرسنگی یار دیرین و وفادار ما بوده است و برهنگی در کنار گرسنگی یک دم نسل های ما را ترک نگفته است.
خوش به حالتون که تو فکر دومی هم هستین برا من اصلا تصور یه بچه دیگه هم وحشتناک بود و هست من سر ویانا خیلی سختی کشیدم اهل بچه داری هم نیستم و مامانم بزرگش کرد بیشتر شوهرمم نازشو میکشیو باهاش بازی میکرد من همین یکی رو بزرگ کنم کار بزرگی کردم برا تنهایی هم مهد نوشتمش بعد از مهد هم میاد و کارتون میبینه عصر هم میرقصیم با هم و ورزش میکنیم و شب باز فیلم و بازی مثل نقاشی و خمیر بازی و خونه بازی بعد لالا
فروش عروسک های بافتنی http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadid=886370&postID=34689686
مامان ونوسی من خیلی ازت معذرت میخوام اما دست خودم نبود وقتی خوندم فاطمه رو زدی عصبانی شدم نباید تحت هیچ شرایطی بچه رو بزنی اونم بچه های ما که باهوش و حساس هستن ...اگه احتمال میدی تو مسافرت میخواد اذیتت کنه نرو ...من عید میخواستم برم مشهد اما چون میدونم ویانا دمار از روزگارم در میاره ترجیح میدم تو خونه بمونم تا اتفاقی نیوفته که سر بچه م داد بزنم و تهدیدش کنم
فروش عروسک های بافتنی http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadid=886370&postID=34689686
سلام به همه دوستان
مامان ونوسی دلمون واست تنگ شده بود.خیلی توی فکرت بودم عزیزم
ان شاله که خدا هرچه سریعتر دختر گلت را خوب کنه تا یه کم اعصابت آروم تر بشه.من همیشه توی ایده آل های ذهنم دوست داشتم که وقتی محمد سه سالش شد واسه بچه دوم اقدام کنم تا فاصله سنی شون چهار سال بشه اما متاسفانه همزمان با سه سالگی محمد لکنتش هم شروع شد و منم کلا قضیه را فراموش کردم.سابقه حاملگی اولم که ویار شدید و بدخلقی همراه شاغل بودن بود حسابی منو ترسوند.خلاصه فعلا دیگه به بچه دوم فکر نمی کنم.همین لکنت و شاغل بودن حسابی برام مشکل ایجاد کرده!!!!!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2847
2834
2835
2108