اخ اره نیوشا جون قشنگ درکت میکنم خوب که میشه بقیه میگن دیدی گفتم چیزی نیست خوب میشه...تو الکی استرس داشتی اعصاب مارو هم خورد میکردی

در هر صورت مرسی از لطفت....واقعا امیدوار باشید فکر میکنم این مشکل مثل باردار شدنه ..یعنی من چند ماه بود اقدام کرده بودم نشده بود و خیلی استرس و هول داشتم.. بعد نزدیک عید شد و منم بیخیال رفته بودم تو کاره خونه تکونی و خرید و گفتم پروزه باشه برای بعد عید اصلا...که یهو زد و باردار شدم...
این لکنت هم همینه یعنی ارامش و بیخیالی ما تو همه چیز رو بچه هم اثر داره ...انرزیش تاثیر میذاره رو بچه
کاش بشه. بیخیال بودن هم یه خوی هست که ادم باید تو وجودش باشه ما مادرای حساس بخواهیم یهو بیخیال شیم سخته برای همین من با بردن ارش به استخر و خودم به یوگا و فرستادنش به مهد به این ارامشه تا حدودی رسیدم
در کل فکر میکنم بچه های لکنتی خیلی حساسن و کار ما مادرها در مقابلشون خیلی سخت چون همون اذیتهای بچه های دیگه رو دارن و ما همش باید خودمونو کنترل کنیم که بهشون کمتر تذکر بدیم و داد نزنیم که خیلی سخته خدایی..و هر بار که بچه لکنتی حرف میزنه انگار از توان ما و انرزیمون کم میشه و اون غم نمیذاره گاهی خوب باهاشون تا کنیم
نیلی جونم ناراحت شدم برات مادر چی شده؟؟برات از ته دل دعا میکنم شما هم برای ما دعا کنید