2777
2789
عنوان

درمان لکنت

| مشاهده متن کامل بحث + 287229 بازدید | 3384 پست
مریم جون یاد رفتار خودم میوفتم گریه ام میگیره
زیادی داد و فریاد میکردم بعلاوه شرایط زندگیم طوریه که نمیتونستم ببرمش بیرون و گردش و...
خیلی عذاب میکشم
اما روانشناس گفته :گذشته رو فراموش کنید و انرا بایگانی کنید و فقط به حال فکر کنید

دوستهای خوبم برام دعا کنید ،یه مشکلی دارم که باید به زودیها حل شه وگرنه دق میکنم،دیگه تحملش رو ندارم (بجز مشکل یوناست)
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
راستی خوشبحالتون که میتونید بچه ها رو ببرید استخر
منم خیلی دلم میخواد اما دیگه نمیزارند
باباشم که صبح میره و شب میاد وقت نداره

همه استخر رو پیشنهاد کردند اما من نمیتونم

سرگرمی خوبیه
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سامی جون ببخشید اینقدر خوشحال شدم که بقیه جملت و لکنت برگشته رو ندیدم... اشکال نداره به نظرم دیگه باید رفع بشه یادمه مامی مریم می گفت گاهی میاد ولی خیلی زود می ره می ره می ره که دیگه نمیاد اصلا یادت هم نمی مونه لکنتی بوده.....در مورد همکاری نکردن پدر باهات موافقم من که شوهرم اصلا همکاری نداره تازه ازم می خواد خونه مرتب با غذای آماده...سرگرمی و آرامش بچه هم با خودمه وقتی هم کمی دخترم خوب می شه می گه دیدی الکی حساس بودی نمی گه پس این همه شرایط و فراهم کردی چقدر کار کردی !!!نتیجه::: مادر بودن سخته خیلی هم سخته
نیلی جون عزیزم خیلی ناراحت شدم انشااله مشکلت زودی حل بشه چون خیلی سخته هم مشکل بچه داشته باشی هم مشکل دیگه من که دیگه واقعا از جون و دل درک می کنم...برات دعا می کنم هر چند که خدا الان شش ماهه صدای من و نمی شنوه
در مورد تلویزیون ::: دیشب با دخترم کارتون می دیدیم گریه که من باید برم اینجا تو کارتون اینجا خیلی خوبه.. مامانها چه کار می کنید این لحظه؟؟ هر چی دزدکی کانال عوضمی کردیم می فهمید و خودش و می کشت. ....کتاب براش می خونم توپ یا عروسک تو کتاب باشه گریه می کنه عین همین می خوام بهم بده. ..براش توپ میارم می گه این رنگی مثل مال کتاب نیست خدایا خیلی سخته با لجبازیهای بچه هم سر و کله زدن کاش لکنته نبود یه کم محکم می تونستیم حرف بزنیم البته شنیدم سن دو تا سه سالگی سن لجبازی بچه است ولی خیلی سخته گاهی وقتها آدم می خواد فرار کنه بره یه جایی که هیچکی نباشه
بچه ها به این فکر کنید اگه نود و پنج درصد لکنت رفع شد و مواظبش باشیم قانونا نباید برگرده مگر اینکه کار اشتباهی بکنیم پس به هم انرژی مثبت بدیم و فکراتون با ارثی بودن درگیر نکنید ارثی نیست از یک دکتر ژنتیک پرسیدم گفت مستعدترند ولی ارثی نیست و می شه راحت اگه عاقل بود برطرف کرد
چ
شکر خداااااا
سلام بچه ها عیدتون مبارک.خوبین؟اول ازهمه تبریک میگم به سمی جون ایشالاه برنمیگرده کلی امیدوارشدم که بقیه هم خوب میشن.دوم اینگه نیلی جون ازت خیلی ممنونم بخاطرهمه حرفای قشنگت که خیلی بدردمون میخوره.نیلی جون ایشالاه خوداقاامام زمان عجل الله بحق امروزحاجتتوزودزودمیده.
نیلی جون من دوسه مورددیدم ارثی بودن خودشون خوب شدن.رفتارپدرومادربچه هم هیچ ایرادی نداشته براهمین هی میگم ارثیه.دکترهم بمن گفته ارثیه.هرچند رفتارمن زیادخوب نبود.ایشالاه ارث دخالتی توش نداره والا موندم خودمم.
اخ اره نیوشا جون قشنگ درکت میکنم خوب که میشه بقیه میگن دیدی گفتم چیزی نیست خوب میشه...تو الکی استرس داشتی اعصاب مارو هم خورد میکردی
در هر صورت مرسی از لطفت....واقعا امیدوار باشید فکر میکنم این مشکل مثل باردار شدنه ..یعنی من چند ماه بود اقدام کرده بودم نشده بود و خیلی استرس و هول داشتم.. بعد نزدیک عید شد و منم بیخیال رفته بودم تو کاره خونه تکونی و خرید و گفتم پروزه باشه برای بعد عید اصلا...که یهو زد و باردار شدم...
این لکنت هم همینه یعنی ارامش و بیخیالی ما تو همه چیز رو بچه هم اثر داره ...انرزیش تاثیر میذاره رو بچه
کاش بشه. بیخیال بودن هم یه خوی هست که ادم باید تو وجودش باشه ما مادرای حساس بخواهیم یهو بیخیال شیم سخته برای همین من با بردن ارش به استخر و خودم به یوگا و فرستادنش به مهد به این ارامشه تا حدودی رسیدم
در کل فکر میکنم بچه های لکنتی خیلی حساسن و کار ما مادرها در مقابلشون خیلی سخت چون همون اذیتهای بچه های دیگه رو دارن و ما همش باید خودمونو کنترل کنیم که بهشون کمتر تذکر بدیم و داد نزنیم که خیلی سخته خدایی..و هر بار که بچه لکنتی حرف میزنه انگار از توان ما و انرزیمون کم میشه و اون غم نمیذاره گاهی خوب باهاشون تا کنیم

نیلی جونم ناراحت شدم برات مادر چی شده؟؟برات از ته دل دعا میکنم شما هم برای ما دعا کنید
برگشتن لکنت ابوالفضلم یه دفه ای شدبدون استرس.همانطورکه بدون هیچ اقدامی خودش خوب شده بودخودش هم برگشت.بچه هاخونه ما جوش آرومه جروبحثی توش نیس همسرمم همکاری میکنه فقط پسرم همبازی نداره بااسباب بازیهاش وتلویزیون یامهمونی مشغول مشغوله.یه مدت توشیرش عسل ریختم بدترشدادامه ندادم بعدگرمیجات بهش دادم فرقی نکرد الان هرچی باشه میدم بخوره.نسبت به قبل یه ذره کم شده.
مرسی از همگی
ولی برعکس من هرروز به یونا عسل میدم
بجای شکر توی چاییش عسل میریزم

فکر نمیکنم خیلی موثر باشه
اما یادمه دکتر رفیعی گفت هر چی که قدیمیا میگفتند خوبه بدهید بخورند
دلیل علمی نداره اما شاید موثر باشه مثل تخم کبوترو....

ولی سردیجات و ترشی رو باید حذف کنیم (از چند منبع شنیدم)
منم تاجائیکه بشه بهش نمیدم اما یه وقتی هم که بخواد سخت نمیگیرم
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
مینا جون متاسفانه خود تلویزیون بدترین عامله
کارتونها و برنامه ها باید انتخاب شده باشه
شاید از نظر ما موردی ندارند اما دنیای بچه ها فرق میکنه
نمیتونند فرق بین خیال و واقعیت رو تشخیص بدهند

بهر حال هر چی که هست یه عامل درونیه که بچه رو اذیت میکنه
من با یه روانشناسی مشورت کردم و گفتند باید با قصه و عروسک بازی وارد دنیای بچه ها بشین
همینطوری اگه ازشون چیزی سوال کنید جواب نمیدهند
اما در غالب قصه باشه یا اینکه شما در نقش یه عروسک و اون یکی دیگه و بطور غیر مستقیم باهاش حرف بزنید
کم کم متوجه میشید چیه که اذیتش میکنه
دنیای بچه ها دنیای شعر و بازی و قصه است
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
سلام نیلی جون.عزیزم اخه من چاره ندارم جزاینکه بذارم تی وی ببینه.البته کارتونهای خشن وترسناک ممنوعه.سرگرمیهاش ایناس:تی وی.نقاشی.دوچرخه سواری.توپ بازیو...گاها هم باباباش بازی میکنه یایه جورایی توخونه بمن کمک کوچولومیکنه.اخرهفته هم خونه مامانم میریم که بهش خوش میگذره.عسلوقطع کن چن روزاگه احساس کردی فرقی نکرده دوباره بده.شیرگاوهم پسرم بدجورمیخوره که سردیه.
سلام

دخترم بهتر که نشده هیچ... کلی بدتر هم شده....
دو سه هفته پیش یه هفته ای با خواهرم اینا رفتیم قشم... کلی اونجا اذیت شد...تو بازارش برا غذا خواب استراحت...با وجودی که یه هتل خوب داشتیم ولی برا بچه خسته کننده بود بازار و پاساژ گردیاش...فقط عاشق دریا و آب بازی بود که چند بار بیشتر نرفتیم...خودم هم خیلی حوصله نداشتم...تو یه پاساژی اینقدر فاطمه اذیتم کرد و وسیله های فروشنده را بهم ریخت با عصبانیت و هول هولی اومدم بیرون مغازه و بعد دیدم یه بسته خریدم را همونجا جا گذاشتم...تو هتل کلی دعواش کردم و زدمش که چرا به همه چی کار داری و حواس منو هم بهم میریزی...با صدای بلند خودم گریه کردم..( نه به خاطر اون بسته قبلش با شوهرم بحثم شده بود و حرفی بهم زده بود که توقع نداشتم...البته خودم خیلی حساسم)...دخترم ترسید..حتی گریه هم نکرد فقط از اتاق رفت بیرون پیش خاله اش ...دیگه تا شب هم نیومد طرفم...نمیدونم چیکار کنم با این اخلاق گند و عصبانیتم.....نمیتونم مواقع حساس خودمو کنترل کنم...بعد اون چند بار تا حالا فاطمه با بغض بهم گفته چرا تو هتل دعواش کردم و زدمش؟؟؟....راسش خودم هم نمیدونم چرا؟؟؟؟..حتی چند بار اومده زده محکم رو بازوهام و گفته برا این میزنم که منو دعوا کردی و با همون زبون بچگانه اش گفته دیگه نبینم منو دعوا کنی یا بزنی باشه؟!

از اون به بعد لکنتش افتضاح شده تو همه کلمات و جملات گیر داره...تو مهدش یه کلمه حرف نمیزنه چون نمیتونه......

خسته ام..کلافه ..عصبی...تنها...میترسم رو این یکی بچه ام هم این حالتام اثر بذاره...خوش به حال خانومای خانه دار...اداره و کارشو دیگه نمیدونم چه کنم...مرخصی ندارم...همکارا درک نمیکنن...
اﺷﮏ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﺏ ﭼﻬﺮﻩ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷُﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺷﺮﺑﺖ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ، ﮐﺴﺎﻥ، ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﻭ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ …گرسنگی یار دیرین و وفادار ما بوده است و برهنگی در کنار گرسنگی یک دم نسل های ما را ترک نگفته است.
مامان ونوسی منم این روزها حالم خوب نیست و با دیدن نوشته هات گریه ام گرفت!!!!!!!!!
بچه رو کتک زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با اینکه میدونی مشکل از کجاست اینکارو میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه واقعا اینقدر خسته و کلافه ای مرخصی بدون حقوق بگیر
یه کاری کن تا اروم شی
با توجه به اینکه باردار هم هستی ،به خودت برس
با این تفاسیری که نوشتی معلومه بدتر هم میشه
امروز بشین باهاش صحبت کن ،بهش بگو اونروز بخاطر اینکه از دست بابا ناراحت بودم و شما هم فلان کاررو کردی ناراحت شدم و کتک !!!!!زدم
ازش معذرت خواهی کن ،مثل یه ادم بزرگ باهاش صحبت کن
براش یه کادوی کوچولو بخر و بعنوان عذرخواهی بهش بده
خواهش میکنم جلد 1کتاب به بچه ها گفتن و از بچه ها شنیدن (انتشارات دایره )رو بخون ،خیلی کمکت میکنه
اگه هم نمیتونی من برات بخرم بفرستم ،شهر کتاب میفروشه یا اینکه سفارش بدم میاره
من هرروز بیشتر عاشقت میشم ....پسرم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108