دیدی وقتی که میگفتم "میبینم...آن جشن بزرگ روز آزادی را..." وقتی که دکلمه شعر قشنگ هوشنگ ابتهاج با اون صدای خسته و پخته که از عمق وجودش برخواسته میشه در شعر سایه به زیبایی میگه؛ میبینم...آن شکفتن شادی را...پرواز بلند آدمیزادی را...آن جشن بزرگ روز آزادی را...کیوان...خندان به سایه میگوید:...دیدی؟...به تو میگفتم!...آری...تو همیشه راست میگفتی...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شغل خوبی پیدا کنم پول در بیارم و بالاخره مامان بابام دیگه فکر پول دراری نباشن
چندین نفر از این کاربری استفاده میکنن پس مچ نگیرید بعضی هاشونم از سمت مامانشون میان پس نگید تو این سایت چیکار میکنی ما خودمون روی فرزندمون نظارت داریم ممنون