2777
2789
عنوان

پریشان..🤍🌬

55 بازدید | 0 پست

خواب دیدم..

با پس زمینه شرشر بارون..

رعد و برق زد و من دویدم..صدای برخورد چکمه هام با آسفالتو بارونش تو سرم اکو شد!

در اتوبوس باز شد و سوار شدم

از شیشه بخارگرفته اتوبوس ناشناسهایی رو میبینم ک چهرشون بین شالگردن های تیره پوشونده شده باهیاهو این ور و اونور میرن!

چشامو میبندم و می ایستم و توی خواب، خواب میبینم!

سرگردون دارم سرمو فشار میدم!

دختر تو چته!

کز کردم زیر کرسی خونه ی پدری!

خونه پدری هم بارون میاد انگار..

در حال سقوطم..یهو می افتم!

زنی ک کنارم توی اتوبوس ایستاده بود کمکم میکنه روی صندلی بشینم!

بطری آبی ب دستم میده و مدام سوال میکنه؛

_دخترم خوبی؟چیزی شده؟آدرست کجاست؟موبایلتو میدی زنگ بزنم بیان دنبالت؟

پچ پچ های ریزی از اطراف ب گوشم میخوره..

_فکر کنم چیزی مصرف کرده..

_ببین چه بلایی سر دخترک اوردن ولش کردن..


کاش بشه همشون باهم خفه شن!

کیفمو ور میدارم و بلند میگم آقا نگه دار پیاده میشم.


از اتوبوس پیاده میشم و راهی هیچستان همیشگیم میشم!


parisa_post#  

🤍🌬

دَر سَرَم دُختَرِ پیری عَصَبی میرَقصَد🎭شَهر بَر رویِ سَرِ مَن عَرَبی میرَقصَد🎈این جَهان با هَمه یِ دَغدَغه هایَش دارَد🪁رویِ یِک جُمجُمه یِ یِک وَجَبی میرَقصَد🌪
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز