من مانند ان حوضی ام که ماهی بازیگوشش از سر بی احتیاطی بر روی سنگ ریزه ها پرت شده است و هیچ کاری از دستش بر نمی اید و محکوم به دیدن است
مانند کودکی ام که در بل بشوی یک جمعیت مادرش را گم کرده است و جز ضجه زدن هیچ کاری از دستانش بر نمی اید
من مانند ان فرد افسرده ای هستم که تنهایی اش امن تر از شلوغ بودن دورش است
من مثال همه کسانی هستم که به گور رفته اند در کالبد هایی که جان دارند
ژینانوشت