2777
2789

سلام لینک دانلود رمان خودمه با سه تا فرمت


https://nevisadl.com/رمان-توقع-دل/


📚رمان توقع دل❤️


روایت گر زندگی تبسم؛ دختر شاد دیروز و زن بی تفاوت امروز!

زنی که در ذهنش مشغول پردازش و نتیجه گیری رفتارهای اطرافیان به خصوص همسرش هست!

رمان توقع دل با ریتمی آرام درست مثل زندگی های امروزی پیش می رود و نشان می دهد که چطور آرام آرام بدون اینکه متوجه شویم با رفتارهای ناخواسته توی زندگی مشترک از هم دور می شویم.

آن قدر که دیگر شاید دیر شود. رمانی آموزنده و گیرا.

در کنار زندگی تبسم، زندگی متفاوت و جنجالی “پریناز” زنی عاشق و بی آزاری که همسرش را به فجیع ترین شکل ممکن به قتل می رساند و طی روند ماجرا، پرده از علت این کارش برداشته می شود، روایت می شود.





رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹

اگر هم به موضوع رمان من علاقه ای نداشتین

تو اون سایت رمان‌های زیادی برای دانلود هست🌷

رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹

خوشحال میشم اگر وقت گذاشتین و خوندین 

حتما نقد و نظراتتون رو بهم بگین🌷


رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ممنونم من تازه رمان یاسمین از مرتضی مودب پور تموم مرده بودم دنبال رمان خوب میگشتم ممنون

خدا جونم ببخشیدا ولی بچمون رو بهمون بده دیگه آخه قربونت بشم راستش باباش راضی نیست اینقد بیرون از خونه باشه بچه باید تو خونه بابای خودش باشه😘😍
ممنونم من تازه رمان یاسمین از مرتضی مودب پور تموم مرده بودم دنبال رمان خوب میگشتم ممنون

البته که در اون حد نیست😅 

امیدوارم از رمانم خوشتون بیاد چون درون مایه اش واقعا از ته قلبم بوده و سعی کردم با تحقیق و مطالعه نکات آموزنده رو توش جا بدم


با نوشتنش حال خودم خوب شد بعد از زایمانم و استرسی که اون موقع تجربه کرده بودم🌷


رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹
من الان دانلودش کردم تصمیم دارم بخونمش  خیلی خوشحالم که اینجا نویسنده هم داریم  حتمابعد ...

ممنون عزیزم

اینم بگم من ادعای نویسنده بودن رو ندارم❤️🌷

خیلی لطف میکنی نظرت رو بگی🤩🥰

رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹
البته که در اون حد نیست😅  امیدوارم از رمانم خوشتون بیاد چون درون مایه اش واقعا از ته قلبم بود ...

کار خودته؟من فک کردم فقط داری یه رمان رو.معرفی میکنی پس لازم شد کامل بخونمش 😃منم یه چندتا کار دارم تموم بشه برات میفرستم بخون

خدا جونم ببخشیدا ولی بچمون رو بهمون بده دیگه آخه قربونت بشم راستش باباش راضی نیست اینقد بیرون از خونه باشه بچه باید تو خونه بابای خودش باشه😘😍
کار خودته؟من فک کردم فقط داری یه رمان رو.معرفی میکنی پس لازم شد کامل بخونمش 😃منم یه چندتا کار دارم ...

بله 

لطف میکنی🌷


خوشحال میشم بخونمشون🤩

رمان غوغای زمانه چاپ شد خدا روشکر... قسمتی از رمان👇...     عطر تنش در بینی‌ام پیچید و اشک‌هایم روانه شد. واقعیت تلخی که مثل پتک روی سرم کوبیده می شد؛ من عطر تن مردی را نفس می‌کشیدم در حالی که عاشق دیگری بودم. خودم را به زور از آغوشش بیرون کشیده و در حالی که به پارکت‌های  چوبی زیر پایم زل زده بودم سعی در صاف کردن صدایم داشتم: _سرم درد می کنه. خواهش می کنم اجازه بده تنها باشم.              رمان درحال تایپ هم تو کانال @neisarifateme  خوشحال میشم با نقدهای ارزشمندتون همراهیم کنید🌹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز