امروز با شوهرم و بچه هام رفتیم یه دوری بزنیم.رفتیم توی یه مغازه ای که فروشندش خانوم بود .
چند دقیقه گذشت دیدم رفته تو نخ شوهرم.وای.نگاهش چقد کثیف بود.
به شوهرم گفتم چقد پرروئه.باید یه چیزی بهش بگم.اولش شوهرم گفت زشته بیخیال.گفتم کار اون زشته.
شوهرم گفت بیا باهم بریم حساب کنیم.
رفتیم وایسادیم کنار میز.شوهرم کارت کشید و رفت.منم گفتم خانوم؟؟؟؟؟؟؟
اومد جلو گفت بله؟
گفتم چشماتو درویش کن.
رنگ از روش پرید سرشو انداخت پایین.
فهمید چه گندی زده
😀😀😡😡😡