ین کودکان از لحاظ روحی و معنوی با بقیه متفاوت بوده و نسبت به همسالان خود بالغ تر بودند. آنها از همان سنین کم دارای استعدادهای ماورایی بودند و همیشه این احساس را داشته اند که باید کار خاصی را برای خود و دیگران انجام دهند. برای آنها حل مشکلات جهانی و رفع ناعدالتی ها همیشه در اولویت بوده است.
یک کودک ایندیگو یا بالغ ایندیگو شورشی بوده و برایشان سخت است که فرمان بردار باشند. آنها معمولا در بزرگی جا به جایی های شغلی بسیاری دارند تا بتوانند بلاخره به کاری که مناسب تکمیل اهداف آنها است برسند. البته در برخی موارد بسیار کند عمل می کنند مثلا ممکن است عشق واقعی و استعداد خود را در ۴۰ سالگی و حتی ۶۰ سالگی پیدا کنند.
بنابراین اگرچه شاید در سالهای اولیه زندگی و دوران جوانی احساس گم گشتگی دارند ولی در اواسط یا اواخر عمر خود بلاخره زندگی شاد و هدفمند خود را پیدا می کنند.
متاسفانه این افراد در کودکی به خاطر تفکر باز و ذهن قوی به اشتباه به عنوان افرادی با اختلال کم توجهی – بیش فعالی و یا اختلال کم توجهی شناخته شده و تحت درمان دارویی قرار می گیرند. داروهایی مثل ریتالین و ادرال فقط باعث بی حسی این افراد و دور شدن آنها از حس شهود و توانایی های درونی می شود.