امروز روز عجیبی بود
پاشدم هنزمان تلفن همراهم زنگ خورد از محدود ادم هایی بود که با من بی معرفت تماس برقرار میکرد
همزمان که مشغول حرف زدن بودم یه تار سفید جدید بین طره های خرمایی رنگم پیدا کردم
یهو انی گفتم من تا دو سال دیگه قطعا اینجور پیش برم تمام موهام سفید میشه
انگار اون طرف پشت گوشی منتظر یه تلنگر بود و گفت اینا همه نتیجه حرفای نزده است
دروغه اگه بگم متعجب نشدم
گفت وقتی همه چیو تلبار میکنی تو خودت و نمیگی و دم نمیزنی میشه همین
راست میگفت من پرم از نگفته ها پرم از شنیده نشده ها پرم از حبس کردن
بقول مامان بزرگم
دنیا از نگفتن خرابه!حرف بزنید قبل اینکه دیر بشه...
ژینانوشت