یه دختر شلخته پلخته بودم که ظاهرم اصلا برام اهمیت نداشت اصلا موهامو شونه نمیکردم چند هفته یکبار شونه میکردم چند روز یکبار میرفتم حمام روسریم همش کج و کوله بود و یه آرایش ساده هم نداشتم وقتی دیدمش بهم گفت بهت گفتم موهاتو جمع کن کلی باهام مهربون بود از اونروز دیگه من مرتب شدم کشوی لباسام همش مرتبه همش یه آرایش ساده حتی تووو خونه دارم موهامو هر روز شونه میزنم زود به زود میرم حموم روسریمو مرتب میکنم لباس خوشگل میپوشم بیشتر به خودم و ظاهرم اهمیت میدم بیشتر برای درسام تلاش میکنم زبان یاد گرفتم کتاب میخونم خارج از درس البته الان که درس دارم نه اوقات فراغتم !من حق ندارم عاشقش باشم؟