2777
2789
عنوان

اذیت و آزار

63 بازدید | 5 پست

حالم خوب نیست، سال بعد کنکور دارم البته پشت کنکوریم چون نخواستم برم آزاد و خونوادمو توی خرج بندازم عوض اینکه هوامو داشته باشن هرروز تیکه و آزار نسیبم میشه، مامانم میگه پس کی شر تو از خونه کم میشه؟ از داداشم حالشو میپرسم تیکه میندازه با تحقیر بهم میگه مگه دکتری؟ یه روز خوش ندیدم توی این خونه، همش دعوا و غم و رنجه، کاش وجود نداشتم، امروز انقدر به خودکشی فکر کردم که حد نداره، پس خدا کجاست چرا منو نمیبینه؟😔

برا آزاد بخون بزار پول بدن مگه چی

دیدی وقتی که میگفتم "می‌بینم...آن جشن بزرگ روز آزادی را..." وقتی که دکلمه شعر قشنگ هوشنگ ابتهاج با اون صدای خسته و پخته که از عمق وجودش برخواسته میشه در شعر سایه به زیبایی می‌گه؛ می‌بینم...آن شکفتن شادی را...پرواز بلند آدمیزادی را...آن جشن بزرگ روز آزادی را...کیوان...خندان به سایه می‌گوید:...دیدی؟...به تو می‌گفتم!...آری...تو همیشه راست می‌گفتی...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

 امسال میخواستم برم آزاد ولی میدونستم قراره منت هم توی سرم باشه موندم😔

بزار باشه منت همیشه هست... بعدش کار پیدا میکنی میشی خانوم خودت

دیدی وقتی که میگفتم "می‌بینم...آن جشن بزرگ روز آزادی را..." وقتی که دکلمه شعر قشنگ هوشنگ ابتهاج با اون صدای خسته و پخته که از عمق وجودش برخواسته میشه در شعر سایه به زیبایی می‌گه؛ می‌بینم...آن شکفتن شادی را...پرواز بلند آدمیزادی را...آن جشن بزرگ روز آزادی را...کیوان...خندان به سایه می‌گوید:...دیدی؟...به تو می‌گفتم!...آری...تو همیشه راست می‌گفتی...
نمیدونم، خداکنه دولتی قبول بشم و بتونم برم خوابگاه، خیلی تحت فشارم، برام دعا کنید

چشم خواهرم انشاالله که رشته خوب دولتی قبول بشی...

بیشتر درس بخون کمتر بیا اینجا

دیدی وقتی که میگفتم "می‌بینم...آن جشن بزرگ روز آزادی را..." وقتی که دکلمه شعر قشنگ هوشنگ ابتهاج با اون صدای خسته و پخته که از عمق وجودش برخواسته میشه در شعر سایه به زیبایی می‌گه؛ می‌بینم...آن شکفتن شادی را...پرواز بلند آدمیزادی را...آن جشن بزرگ روز آزادی را...کیوان...خندان به سایه می‌گوید:...دیدی؟...به تو می‌گفتم!...آری...تو همیشه راست می‌گفتی...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز