تو در پوست تنم جای داری!
تو تنها محرک من برای ادامه این زندگی هستی که روزی بی هدف در هر سویش سر میکردم
تو تنها خاطره ای هستی که از گذشته برایم تا حال بر جای مانده ای
تو دیروز امروز و فردای منی
تو تنها قوای من برای رسیدن به بلندای موفقیتم هستی
تو ماهی
ماهی که هرگز تنگش را به موج های دریای خروشان نمی فروشد
تو تنها عشقی هستی که قیمت ندارد
تو نفسی ،برای بیمار ریویی که یک دنیا اکسژن برایش کم است
تو یک لبخند دلی وسط زجه هامی
تو مرواریدی وسط یک صدف درست تو دل یک اقیانوس
تو مثال جاده های شمالی همونقد خنک ،دل پذیر ،همونقدر بی قرار
تو اولین و اخرینی
تو یک ادمی و میلیون ها حس
تو یک تنه برای من جهانی و قلبت پایتختی که من میخواهم تنها ساکن ان باشم
ژینا نوشت🐚
خوب و بدش دست خودم نیس
اگ خوندین دمتون قیژ🤙🏻