اونا برای مناسبتا پول قرض میکردم برا خانومشون طلا بخرن
ولی من از قبل به شوهرم میگفتم نمیخوام برام تو خرج بیافتی
من هیچی نمیخوام
شاید خنده دار باشه براتون این حرفا
ولی مغزم در حال متلاشی شدنه
با هیچ کس نمیتونم در موردش حرف بزنم
هنوز شوهرمه دلم نمیخواد ابروش پیش اشناهاش بره
پیش خانوادش ،خانوادم