همیشه در من زنده ای
در من نفس میکشی
مانند یک درخت در میان یک دریا که جزیره ای را پدید می اورد
مانند فردی با دادن خون به شخصی مرده ای را احیا میکند
مانند ستاره کم سویی که همیشه جایش درست کنار ماهش است
تو بازتاب نور در اوج سردی زمستانی
تو عطر بهارنارنجی که یک شهر را معطر میکند
تو مانند رقص پرنده ها در دل یک اسمانی
تو مانند ان یک لقمه نان هستی که پدر بر سر سفره ای میگذارد که فرزندانش سه شبانه روز چشم انتظارش بودند
تو تمام خوب های عالمی
و چشمانت جنگل سبزی که مرا میان خودش گم میکند
تو ارزوی اخر منی ماهی کنج دلیم❤️
ژینانوشت🐚