2777
2789
عنوان

هوشنگ ابتهاج

212 بازدید | 3 پست

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد

که چون برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد

چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

سایه ی آن چشم سیاه با تو چه می گفت که دوش

عقل فریاد بر آورد و به صحرا زد و رفت 🖤🤎💜💙💚💛

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم      محتاج برادران و خویشان نشوم     بی منت خلق خود مرا روزی ده     تا از در تو بر در ایشان نشوم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من یکی از شعر هاشو حفظم😍


بگردید بگردید در این خانه بگردید 

در این خانه غریبند غریبانه بگردید

همشو حفظم ولی نمیتونم تایپ کنم😂😍


یکی دیگه هم هست من اونم خیلی دوست دارم اینه


مژده بده مژده بده یار پسندیده مرا

شیفته ی او گشتم و او برد به خورشید مرا😁

𝔻𝕠 𝕟𝕠𝕥 𝕥𝕒𝕜𝕖 𝕝𝕚𝕗𝕖 𝕤𝕖𝕣𝕚𝕠𝕦𝕤𝕝𝕪, 𝕟𝕠 𝕠𝕟𝕖 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕔𝕠𝕞𝕖 𝕠𝕦𝕥 𝕠𝕗 𝕚𝕥 𝕒𝕝𝕚𝕧𝕖
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز