همه ی چیز های خوب را بعد از رفتنشان قدر میدانیم تو کی بودی که هر وقت اسمت را میشنوم بی اختیار اشک میریزم. پدر مهربانی که آرزوی داشتنش را داشتم تو بودی مرهم دردها بودی و با درد رفتنت بی مرهم شدیم تو کی بودی که تمام خوبی های دنیا در تو جمع شده بود حاج قاسم دلم گرفته از غم نبودت، دلم گرفته و دیگر گریه درمان من نیست. در تو تمام مهربانی ها جمع بود
پیش بیا! پیش بیا! پیشتر! تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هرچه دوست. ای تو به من از خود من خویشتر. دوست تر از آنکه بگویم چقدر. بیشتر از بیشتر از بیشتر