2777
2789
عنوان

برادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 651 بازدید | 47 پست
خوشحالت کاش دوست من بودی ازت یاد میگریتم میدونی من خونه پدریم اهل مهمونی اینا نبودم خواهرم که کلا ...

عزیزدلم.... من خونه پدریم خیلی مهمون رفت و امد داشت، بخاطر یسری جریانا، انقد تنهایی و غریبی کشیدم که الان فقط دوسدارم تو خونم شلوغ باشه، سروصدای بچه ها باشه، رو گازم قیمه و قورمه سبزی قل بزنه، واسشون سفره پهن کنم و جمع کنم، تشک بندازمو و وردارم، بچه هاشونو با وعده اینکه اگه بچه خوبی باشین فلان دسر رو واستون درست میکنم ساکت کنم، مهمون همش برکته، خونه ای که توش مهمون رفت و امد داره زندگی جریان داره، پر از خاطرس، با اینکه تازه ۳۰ سالمه ولی خونم واسه همه پر خاطرس، لذت میبرم بچه های فامیل دور هم جمع میشن از خاطرات خوش خونه من واسه هم تعریف میکنن، حکم سرسفید فامیلو دارم

جاریت حالش با رفت و امد به خونه شما خوب میشه، و شما باعث این حال خوبین، حالشو ببر عزیزم 

اگر انسانی، انسانی را بخاطر گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه دچار شود...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792