یه ناشناس واسش گفته اهل برنامه ای بعدش دیگه خانومه گفته ازت شکایت میکنم واسه شوهرم میگم پدرتو در بیاره بعد اقاهه هی میگفته ببخشید دیگه مزاحم نمیشم بعدشم قط کردخ
کجایی ک من بی قرارم کجایی ک طاقت ندارم کجایی بیا بسه دوری چجوری تونستی چجـوری امشبم مثله هر شب دوباره برات گریه کردم گریه کردم ک شاید بدونی بگی برمیگردم امشبم زل زدم مثله هر شب ب عکست رو دیوار....