2821
2789

من ۱۱سال پیش بعد ۲سال عاشقی پنهانی خودم زنگ زدم به کسی که عاشقش بودم و بهش کفتم

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم اگه راحت هستی میشه بگی چی گفتی و نتیجش چیشد؟

با کلی ترس و استرس خودمو معرفی کردم قبلش کلی قسمش داده بودم به کسی چیزی نگه بعد چون تقریبا همسایه بودیم فهمیدم اونم منو دوست داره اونم خیلی جلوتر سوم راهنمایی اسکیت بازی میکردم منو دیده بود خوشش اومده بود ولی جرات نمیکرد بگه . الانم پسر ۱۶ماهم رو پام داره میخوابه

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
عشق مگه غرور میشناسه آخه میخوام بگم ولی نمیدونم چجوری🥺

خب اگه پاپیش نزاشته حتمامشکلاتی داشته و ممکنه توروهم طرد کنه اوتوقت بدجور غرورت میشکنه و شکست میحوری اگه صلاح باشه خودش میاد سمتت

دیگرتنها،گریه حالم رامیداند.

خب اگه پاپیش نزاشته حتمامشکلاتی داشته و ممکنه توروهم طرد کنه اوتوقت بدجور غرورت میشکنه و شکست میحوری ...

ببین منم خودم به شوهرم پیشنهاد دادم انقد خجالتی بود که به قول خودش اگه من نمیگفتم اونم جرات نمیکرد حرفشو بزنه

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز