انگار زندگی دختر عمه مو گفتی... حسود نیستم اما واقعا دلم میخواست جاش باشم.. مجردیش ازاد سینما گردش.. هر کار دلش میخواست میکرد همه به به چه چه میکردن. کارای اونو من میکردم پدرم سنگ, سارم میکرد اما همه تعریفشو میکنن.. الانم ازدواج کرده محل به خانواده شوهرش نمیده در اتاق خوابشو قفل میکنه نرن توش خانواده شوهرش رو سرش هلوا حلواش میکنن.. خوش به حالش همش حسرت زندگیشو میخورم دست خودم نی واقعا خوش شانسه