واسه من الان ۲۷ماهشه.ولی دوساله ک بود من از ۱۸ماهگی کامل گرفتمش از پوشک از ۱۵ماهگی جیشو و ۱۸ماهگی پی پی الان حتی شبا یا مسافتای طولانی هم نمیبندمش.دوساله ک بود رنگارو بلد بود حیوونا صداشون جمله میگفت بچه من از ۱۸ماهگی الان ک سوره توحیدو بلده.اره پله رو میره سفره میندازه جمع میکنه بازیاشو خودش میاره جمع میکنه با من خونه رو جارو میکنه و دستمال میکشه حتی از ۲۳ماهگی خودش میره دستشویی درو باز میکنم میره تموم شد میشورمشو میایم همه اینایی ک گفتم رو از ۱۸ماهگی بلد بودش.من ۱۸ماهگی بهداشت رفتم گفت باید بچت الان جمله بگه چون دامنه لغاتش بالا بودش ولی بچه خالم الان ۲۰ماهشه فقط،مامان بابا میگه هربچه ای یجوریه دیگه بجاش واسه من قدووزنش کمه
بهت فکر میکنم هرروز،ازت دل میکنم هربار،ولی چشمات تو عکسا نمیزارن برم انگار.🖤فقط کارم شده گریه،همش دلتنگ و افسردم، یجوری تو خودم میرم خودم فکر میکنم مردم.یه گوشه بی تو میشینم، یه گوشه ماتو مبهوتم،یه روزی زیرو میشم یه بمب از جنس باروتم.
واسه من الان ۲۷ماهشه.ولی دوساله ک بود من از ۱۸ماهگی کامل گرفتمش از پوشک از ۱۵ماهگی جیشو و ۱۸ماهگی پی ...
دختر منم از ۱۸ ماهگی جارو میزد از کمتر از یکسالگی دستمال میکشید گردگیری میکرد البته در حد بازی نه واقعی حتی تنها حموم میره ولی از پله بالا پایین نمیره میگه مامان تو دستمو بگیر رنگا رو بلده از یک تا ده انگلیسی و فارسی بلده حروف انگلیسی رو کامل بلده فقط جیشش داستان شده ،از خودش قصه درمیاره میگه دیگه اینقدر تو خونه کارکرد همه چی رو بلده که از من پیپرسه مامان اینو از کجا خریدی چرا خریدی
دختر منم از ۱۸ ماهگی جارو میزد از کمتر از یکسالگی دستمال میکشید گردگیری میکرد البته در حد بازی نه وا ...
خب خوبه ک شاید از پله میترسه؟
بهت فکر میکنم هرروز،ازت دل میکنم هربار،ولی چشمات تو عکسا نمیزارن برم انگار.🖤فقط کارم شده گریه،همش دلتنگ و افسردم، یجوری تو خودم میرم خودم فکر میکنم مردم.یه گوشه بی تو میشینم، یه گوشه ماتو مبهوتم،یه روزی زیرو میشم یه بمب از جنس باروتم.
ببخشید همه چی میفهمه ینی چی،ینی الان بهش بگی برو آنتن رو درست کن میره درست میکنه؟ یا بگی برو قابلم ...
سلام .منظورم اینکه درک وفهمیدنش اندازه سنش هستش مثلا موقع سفره پهن کردن وسایل رو میبره ویا سفره جمع کنی ،بهش بگم اب بیار یا کنترل بده بهم یا وسایل های خونه جمع کنیم یاسیب زمینی پوست میگیرم با زبون خودش واشاره میگه بده من بشورم تو بپزش یه چهارپایه واسش تو اشپزخونه گذاشتم یکی سرویس بهداشتی خودش دستاش وصورتش میشوره .لباس بخوام پهن کنم اونم کمکم میکنه ،گاهی بهم پیشنهاد میده خونه رو جارو کنیم و میگه دسته جارو رو من میگیرم بقیه اش تو.خداروشکر خیلی فهمیده اس اینطور نیس کلا ساکت باشه خیلی نامفهموم حرف میزنه ب زبان خودش
امیدوارم هرکسی ک منتظر نی نی هستش خدا بزودی بهش یه نی نی خوشکل بده بگو آمیییین دوستان لطفا درخواست دوستی ندید قبول نمیکنم ،ممنون میشم اگه سوالی دارین توی تاپیک های خودم یا خودتون ازم بپرسین 😊
کلا خیلی احتیاط میکنه کافیه بهش بگم دست نزن خطر داره یا مثلا بگم نرو اونور میفتی دیگه نمیره نمیدونم از اعتماد به نفس پایینشه یا از ترسو بودن و محتاط بودن زیاد
کلا خیلی احتیاط میکنه کافیه بهش بگم دست نزن خطر داره یا مثلا بگم نرو اونور میفتی دیگه نمیره نمیدونم ...
اخ پسر منم همینه نمیدونم فکر کنم باید با روانشناس کودک صحبت کنیم
بهت فکر میکنم هرروز،ازت دل میکنم هربار،ولی چشمات تو عکسا نمیزارن برم انگار.🖤فقط کارم شده گریه،همش دلتنگ و افسردم، یجوری تو خودم میرم خودم فکر میکنم مردم.یه گوشه بی تو میشینم، یه گوشه ماتو مبهوتم،یه روزی زیرو میشم یه بمب از جنس باروتم.