مادرم ازدشمنم بدتربرام هیچوقت برام مادری نکرد همیشه اذیتم کردوقتی بچه بودم میترسوندم شب تاشب تاصبح توی اتاق تاریک گریه میکردم حالابزرگ شدم توی یه خونه۴۰۰متری من گوشه انباری میخابم خیلی سردازسرمانمیتونم بخوابم اینقداذیتم میکن باحرفاس بهم حرف زشت میزن نمیدونم بخاطرکدوم گناه کاش بدبودم کاش میتونستم ازاینجابرم توروخدابرام دعاکنین