یاد خودمو مادرشوهرم افتادم
نامزد بودم داشتم جهیزیه میخریدم .هرچیو میخریدم می اوردم تو خونمون میزاشتم.مادرشوهرم اون موقع کلید داشت می اومد مید دید .
خلاصه تو اون مدت اجاق گاز فر دار گرفت .ماشین ظرف شویی خرید.میز تلویزیون خرید .
حتی دو جفت فرش خرید .که من تو حرف هام گفتم فرش من فرش مشهده .مادرشوهرم فرشش کاشان بود برد پس داد فرش مشهد خرید.
روز پاتختی عمه شوهرم به مادرشوهرم گفتم خوب پابه پای عروست جهیزیه خریدی
همه پشت سرش میگفتن خودشو با عروسش مقایسه میکنه.
توهم خواهرشوهرتو ولش کن همه میفهمن اون حسوده .