دوستان عروس عموم خیلی خوشکل بود سفید، چشم رنگی ریزه میزه،ظریف باکلاس،البته اول از خونواده متوسط روبه پایین بودن حتی جهیزیه نداشت با پسر عموم ازدواج کرد،باهم دوست بودن،مثل اینکه خونواده عموم تحقیق کردن یازده سال پیش عروسی شون بوده،همون یازده سال پیش ازشون خوب نگفتن،وپسر عموم گریه و زاری و دادو بیداد براش گرفتنش،خواهر همون عروس عموم شنیدیم پدرش با اسلحه.کشته بودش دیگه نمیدونیم قضیه چی بود،حالا قبلش از اشنایی این عروس عموم بگم و پسر عموم،مثل اینکه پسر عموم با خواهر بیوه همون عروس عموم که قرار شد زنش شه دوست بودن و میرن سر قرار خواهر همون بیوه که عروس عموم میشه عاشق هم میشن ودیگه باکلی سختی بهم رسیدن الان بقیه شو میگم...